آنچه از امام اوزاعى نقل شده ، تخيير ميان تكتّف و آويختن دست است . « 1 »
محمد عابد ، مفتى سرزمين حجاز نيز مىگويد آويختن دست يا روى هم گذاشتن ، هر دو سنت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله است ، و مؤمن هرگاه ايستادنش طول بكشد و در حال آويختن دست باشد ، مىتواند دست روى دست بگذارد ، اصل آويختن دست است و فرع ، روى هم گذاشتن است . « 2 »
اما مشهور از شيعهء اماميه آن است كه حرام است و نماز را باطل مىكند و گروه اندكى از جمله حلبى در كافى گفتهاند كه مكروه است . « 3 »
با آنكه غير از مالكيه ، مذاهب ديگر خيلى بالا و پايين رفتهاند ، ولى هيچ دليلى قانع كننده بر جواز آن در نماز ندارند ، تا چه رسد به اينكه مستحب باشد . بلكه مىتوان گفت دليل بر خلاف آنان است و رواياتى كه چگونگى نماز پيامبر صلى الله عليه و آله را تبيين مىكند چه از شيعه چه از اهل سنت ، از اين نكته خالى است و ممكن نيست پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در طول زندگى يا اغلب دوران عمر ، انجام اين مستحب را ترك كرده باشد . دو نمونه از اين گونه روايات را از شيعه و سنى مىآوريم كه هيچ اشارهاى به آن نيست ، تا چه رسد به بيان چگونگى آن .
1 - بدعت بودن تكتف
دست به روى دست گرفتن در نماز ، بدعتى است كه پس از رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله پديد آمده است . در اين مسأله به دو حديث صحيح ، يكى از طرق اهل سنت و ديگرى از طرق شيعه تكيه مىكنيم . هر دو حديث دليل قاطعى است بر اينكه سيرهء پيامبر خدا و خاندانش بر اين بوده كه هنگام نماز دستها را آويخته بدارند و دست روى هم نهادن پس از رحلت آن حضرت بدعت نهاده شده است .
هامش
( 1 ) . الفقه على المذاهب الخمسه ، محمد جواد مغنيه : ص 110
( 2 ) . ر . ك : رسالهء مختصرى دربارهء « سدل » از دكتر عبدالحميد مبارك : 5
( 3 ) . جواهر الكلام : ج 11 ، ص 15 - 16