پديد آورده نهى مىكرديم و گويا فراموش كرد و مردم با آن اذان گفتند تا به امروز . « 1 »
3 - عبدالرزاق صنعانى از ابن عيينه از ليث از مجاهد نقل مىكند : با پسر عمر بودم كه شنيد مردى در مسجد مىگويد : الصلاة خير من النوم . گفت : ما را از پيش اين بدعتگزار بيرون ببر . « 2 »
البتهاز سنن ابى داود بر مىآيد كه مرد در نماز ظهر و عصر آن را بگويد نه در نماز صبح . « 3 »
4 - از ابوحنيفه روايت شده ، از حماد ، از ابراهيم ، گويد از او دربارهء الصلاة خير من النوم پرسيدم ، گفت : از چيزهايى است كه پديد آوردهاند و خوب است و گفته كه وقتى مؤذن از اذان فارغ مىشود آن را دو بار بگويد . امام شيبانى هم آن را از ابوحنيفه روايت كرده و گفته كه اين نظر ابوحنيفه است و به آن عمل مىكنيم . « 4 »
اين روايت دلالت مىكند كه گفتن آن در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله يا عصر خلفا پس از فراغت از اذان بوده نه جزء آن ، و مؤذن از پيش خود آن را مىگفته تا مردم را از خواب بيدار كند و بعد در خود اذان گنجانده شده است .
5 - شوكانى به نقل از « البحر الزخّار » گويد : عمر آن را پديد آورد و پسرش گفت : اين بدعت است . على عليه السلام هم وقتى آن را شنيد ، فرمود : چيزى را كه از اذان نيست به آن نيفزاييد . سپس گفته است : اگر بود ، على و پسر عمر و طاووس آن را نفى نمىكردند ، پذيرفتيم و به آن مأمور شديم و در حالى به آن عمل مىكرديم نه هميشه ، اين راه جمع بين روايات است . « 5 »
6 - امير يمنى صنعانى ( متوفاى 182 ه ) گويد : بنابراين « الصلاة خير من النوم » از الفاظ اذانى كه براى دعوت به نماز و رسيدن وقت آن تشريع شده نيست ، بلكه از الفاظى است
هامش
( 1 ) . كنز العمال : ج 8 ، ص 375 ، شمارهء 23251 و 23252 ؛ نيز مصنف عبدالرزاق : ج 1 ، ص 474 ، شمارهء 1827 ، 1828 ، 1829
( 2 ) . المصنف : ج 1 ، ص 475 ، شمارهء 1832 ؛ كنز العمال : ج 8 ، ص 375 ، شمارهء 23250
( 3 ) . سنن ابىداود : ج 1 ، ص 148 ، شمارهء 538
( 4 ) . جامع المسانيد : ج 1 ، ص 296
( 5 ) . نيل الأوطار : ج 2 ، ص 38