قرآن در همهء معانى ، مفاهيم ، احكام جاويدان و معارف و اصولش حقّ است و هماهنگ با فطرت ، اخبار غيبى آن هم دروغ و خلاف ندارد . از تناقض در دستورها و خبرها هم مصون است : « لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً » « 1 » ، اگر از سوى غير خدا بود ، اختلاف بسيارى در آن مىيافتند . پس همانطور كه قرآن در محتوا و معنى حق است ، در صورت و لفظ هم حق است و تحريف به آن راه نمىيابد . و مرحوم طبرسى چه نيكو گفته است : نه در الفاظش تناقض است ، نه در خبرهايش دروغ ، نه با چيزى معارض است ، نه از آن كم شده و نه بر آن افزوده شده است . « 2 »
مؤيد اين نكته ، قبل از اين آيه است كه « وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ » « 3 » ؛ « و هرگاه وسوسهء شيطانى سراغ تو آمد ، به خدا پناه ببر كه او شنوا و داناست . »
شايد اين اشاره باشد به اين كه گاهى به ذهن آن حضرت خطور مىكرد شايد پس از وفاتش دين او باطل گردد ، خدا به او فرمان داد كه به خداوند شنوا و دانا پناهنده شود .
خلاصه آن كه تخصيص معناى آيهء « نفى باطل » به پيدايش تناقض در احكام قرآن و دروغ بودن خبرهايش وجهى ندارد . قرآن از هر باطلى كه آن را ابطال و خراب كند مصون است و همواره تازه و شاداب است و كهنه و فانى نمىگردد .
آيهء جمع و قرائت قرآن
روايت شده كه هنگام نزول قرآن ، پيامبر صلى الله عليه و آله با عجله آن را مىخواند ، تا خوب حفظ كند . وحى آمد و او را از اين كار نهى كرد :
هامش
( 1 ) . نساء ، 82
( 2 ) . مجمع البيان : ج 9 ، ص 15 ، چاپ صيدا .
( 3 ) . فصلت : 36