اگر گفته شود : مدعى تحريف مىگويد در همين آيه هم كه جزئى از قرآن است تحريف شده است ، پس استدلال به آن درست نيست ، چون دور پيش مىآيد .
پاسخ : محلّ بحث تحريف ، در آياتى است كه به خلافت و رهبرى ائمّهء اهل بيت عليهم السلام يا آيات احكام مثل آيهء رجم يا شير دادن و امثال آن بر مىگردد . اما در امثال اين آيه ، به اتفاق همهء مسلمانان تحريف راه نيافته است .
آيهء نفى باطل
خداوند متعال ، قرآن كريم را به عنوان كتاب قدرتمندى توصيف مىكند كه نه چيزى بر آن غلبه مىكند و نه از هيچ سو باطلى به سراغ آن مىآيد : « . . . وَإِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلا مِنْ خَلْفِهِ » « 1 » .
دلالت آيه در گرو بيان چند نكته است :
اول : مراد از « ذكر » در اين آيه قرآن كريم است ، به گواهى اين كه در پى « ذكر » ، بيان فرموده است كه آن ، كتاب عزيز است . در آيات متعددى تعبير ذكر بر قرآن اطلاق شده است ، همچون « نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ » « 2 » و « إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ » « 3 » .
دوم : خبر انّ در آيه محذوف و مقدر است ، مثلًا : به درستى كه كسانى كه به ذكر وقتى بر آنان مىآيد كفر مىورزند ، كيفرشان خواهيم داد .
سوم : باطل در مقابل حق است ، حق ، ثابت و شكستناپذير است ، ولى باطل جولانى دارد و مغلوب مىشود و مَثَل حق و باطل مَثَل آب و كف است كه خداوند فرموده است كه آن چه براى مردم سودمند است در روى زمين باقى مىماند و آن چه كف است از بين مىرود ، خداوند اين گونه مَثلها را بيان مىكند . « 4 »
هامش
( 1 ) . فصلت : 41 - 42
( 2 ) . حجر : 6
( 3 ) . زخرف : 44
( 4 ) . رعد : 17