است و اختلاف از سوى راويان پديد مىآيد » « 1 » ، از اين رو قرائت غيرمشهور را در نماز ، مجاز نمىشماريم .
3 . تغيير كلمهاى به جاى كلمهء مرادف آن : مثل آن كه به جاى « امضُوا » در آيه « 2 » ، كلمهء « اسرَعوا » بگذاريم . اين به ابنمسعود نسبت داده شده و او مىگفت كه خطا نيست اگر به جاى عليم ، حكيم بخوانيم . ولى آن صحابى بزرگ برتر از آن است كه چنين تهمتى به او بچسبد و چه هدف عقلايى مىتواند از اين تغيير در كار باشد ؟
4 . تحريف در لهجهء تعبير : لهجههاى قبايل مختلف در تلفظ حرف يا كلمه از نظر حركات و اداى آن مختلف بود . در زبانهاى ديگر نيز چنين است . مثلًا در زبان فارسى در ايران ، « قاف » را چهارگونه تلفظ مىكنند ، تا چه رسد به كلمهها از نظر حركات و حروف . در آيهء « وَمَنْ أَرادَ الْآخِرَةَ وَسَعى لَها سَعْيَها . . . » « 3 » برخى از قاريان طبق همان لهجهها « سعى » را « سعى » مىخواندند . اين نوع از تحريف در قرآن راه نيافته است ، چون مسلمانان در زمان خليفهء سوم برخى اختلافات را در تلفظ يا تغيير بعضى از كلمات بدون تغيير در معنى ديدند ، تصميم گرفتند همهء قرائتها و مصحفها را يكى كنند و غير از آن را از بين ببرند . در نتيجه تحريف به معناى ياد شده از بين رفت و همه بر لهجهء قريش متفق شدند .
5 . تحريف به افزودن : اجماع بر خلاف اين است . البته به ابنمسعود نسبت داده شده كه گفته است « معوّذتين » ( سورهء ناس و فلق ) از قرآن نيستند ، بلكه آن دو تعويذند . « 4 » به گروهى از خوارج نيز نسبت دادهاند كه منكر آن شدهاند كه سورهء يوسف جزء قرآن باشد و آن را داستانى عشقى مىدانستند كه جايز نيست از وحى باشد . « 5 » ولى هر دو نسبت ثابت نشده است . اگر آن چه ابنمسعود گفته درست باشد ، تحدّى قرآن به سوره باطل
هامش
( 1 ) . كافى : ج 2 ، ص 630 ، حديث 12
( 2 ) . « وَلا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ وَامْضُوا حَيْثُ تُؤْمَرُونَ » ( حجر : 65 ) .
( 3 ) . اسراء : 19
( 4 ) . فتح البارى در شرح بخارى : ج 8 ، ص 571 .
( 5 ) . ملل و نحل ، شهرستانى : ج 1 ، ص 128