تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دليل المرشدين إلى الحق اليقين (سيماى عقايد شيعه) ( فارسى) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
باطنيان است كه از پيش خود براى هر ظاهرى ، باطنى قرار داده‌اند و ظاهر را نسبت به باطن ، همچون پوست براى مغز شمرده‌اند و گفته‌اند كه باطن قرآن به ترك عمل به ظاهر منتهى مىشود . مثلًا احتلام را ، فاش كردن سرّى از اسرار خود دانسته‌اند و باطن غسل را تجديد عهد از سوى كسى دانسته‌اند كه به صورت غير عمد ، آن را فاش ساخته است . زكات را براى تزكيهء نفس و نماز را به پيامبر . چون قرآن مىفرمايد : نماز ، از فحشاء و منكر نهى مىكند . « 1 » 2 . كم و زيادى در حركت و حرف ، با حفظ و مصونيت اصل قرآن . مثل « يطهرن » كه هم با تشديد خوانده شده است ، هم بدون تشديد . اگر همهء قرائت‌ها به تواتر از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده باشد - كه هرگز چنين نيست - و اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله ، قرآن را با همهء اين قرائت‌ها خوانده است ، پس همهء آنها قرآن و بدون تحريف خواهد بود . و اگر بگوييم كه يك قرائت فقط بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده است ، پس تنها همان قرآن است و بقيهء قرائت‌ها تحريف خواهد بود كه فكر قاريان آنها را ساخته و قرآن خويش را براساس دلايلى كه پس از هر قرائت مىآورند به آن آراسته‌اند . بنابراين يكى از آنها قرآن مىشود و بقيه ربطى به قرآن ندارند . دليل بر اينكه اين قرائت‌ها ساخته و پرداختهء قرّاء است اين است كه براى هر قرائت ، دليل و برهان مىآورند و اگر همهء آنها از متن قرآن بود ، نيازى به استدلال نبود و كافى بود كه قرائت را مستند به پيامبر صلى الله عليه و آله كنند . با اين حال ، قرآن از اين نوع تحريف هم مصون است ، چون كه قرائت رايج در هر دوره يعنى قرائت عاصم از حفص كه به على عليه السلام متصل مىشود متواتر است و جز آن ، اجتهادهاى نو پديدى است كه در روزگار پيامبر صلى الله عليه و آله اثرى از آنها نبوده و به همين جهت متروك شده است و جز در كتاب‌هاى مربوط به قرائت و گاهى در زبان برخى قاريان براى اظهار تبحّر در قرائت ، اثرى از آن نيست . كلينى از امام باقر عليه السلام روايت مىكند : « قرآن يكى است و از سوى خداى يكتا نازل شده
هامش
( 1 ) . عنكبوت : 45 ؛ المواقف : ج 8 ، ص 390