آن است و مثل كتابهاى تأليف شدهاى مانند كتاب سيبويه و مُزَنى مشهور و يقينى است .
آنان كه به اين جايگاه توجه دارند ، همان گونه كه از كليت آن آگاهند ، از تفصيل و جزئيات آن هم با خبرند . روشن است كه عنايت به نقل و ضبط قرآن كريم ، بيش از عنايت به ضبط كتاب سيبويه و ديوان شاعران است . « 1 »
نكتهء ديگرى كه شايستهء ذكر است اين است كه راهيابى تحريف به قرآن كريم ، از زشتترين جرائمى است كه سكوت در برابر آن جايز نيست . اگر تحريفى صورت گرفته باشد ، چگونه امير المؤمنين عليه السلام و ياران خاص او همچون سلمان ، ابوذر ، مقداد و ديگران سكوت كردهاند ؟ در حالى كه مىبينيم آن حضرت و دختر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به غصب فدك اعتراض كردند ، با آن كه اهميت و عظمت فدك يك دهم قرآن هم نيست ؟ !
گواه درستى اين سخن آن است كه ابىّ بن كعب و خليفهء سوّم در قرائت آيهء « وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ » « 2 » اختلاف پيدا كردند . ابىّ بن كعب اصرار داشت كه از پيامبر صلى الله عليه و آله ، آن را با واو ( والذين ) شنيده است . نظر خليفهء سوم اين بود كه آيه واو ندارد ( الذين ) . هنگام نگاشتن قرآن به صورت نسخهء واحد و فرستادن به مركز نواحى ، ميان آنان مشاجره پيش آمد . ابىّ او را تهديد كرد و گفت : اين آيه بايد با واو نوشته شود ، و گرنه دست به شمشير مىبرم ! ناچار واو را نوشتند . « 3 »
همچنين امام على عليه السلام دستور داد بخششهاى عثمان را به بيتالمال برگردانند و فرمود : به خدا قسم حتى اگر با آنها زنان به ازدواج در آمده يا كنيزان خريدارى شده باشند ، برخواهم گرداند ، چرا كه در عدالت ، گسترش است و هر كه از عدالت به تنگ آيد ، از ستم بيشتر به تنگ خواهد آمد . « 4 »
اگر تحريفى صورت گرفته بود ، برگرداندن آيات حذف شده به قرآن واجبتر و
هامش
( 1 ) . مجمع البيان : ج 1 ، ص 15 ( بخش فن پنجم ، چاپ صيدا ) .
( 2 ) . توبه : 34
( 3 ) . الدرّ المنثور : ج 4 ، ص 179
( 4 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 15 ( نسخهء صبحى صالح ) .