و مرد مسلمان ، تغيير يابد . به هرصورت ، عدم معرفت امام زمان عليه السّلام - بر اساس اين حديث متواتر - پايان هولناكى را نويد مىدهد .
كسى كه مدعى شود كه منظور امام - امامى كه اگر شخص بميرد و او را نشناسد به مرگ دوران جاهليت مرده - همان پادشاه ، فرمانروا يا حاكم است گرچه فاسق و ستمگر باشد ، بايد ابتدا با دليل و برهان خردمندانه ، ثابت كند كه شناخت ستمگر فاسق از لوازم دين است ، و اثراتى هم در پى دارد كه اگر شخصى او را نشناخت و از دنيا رفت ، بر مرگ دوران جاهليت مرده است .
بههرحال ، حديث بيانگر اين حقيقت است كه در هر نسل و دورانى امام حقى وجود دارد و امروز اين سخن محقق نمىشود ، جز اينكه بگوييم حضرت مهدى عليه السّلام فرزند فاطمه عليها السّلام حق است و وجود دارد . و حديثهاى ديگر نيز ، اين واقعيت را تأييد مىكنند ، كه در ادامه بحث به آنها مىپردازيم .
« زمين هيچگاه خالى از حجت نمىماند » . « 1 »
هر دو گروه شيعه و سنّى بر اساس اين حديث احتجاج كرده و به چند طريق آن را نقل كردهاند . « 2 »
هامش
( 1 ) - « إن الارض لا تخلو من قائم للّه بحجّة » .
( 2 ) - بخشى از آنان كه حديث را نقل كردهاند :
اسكافى معتزلى در « المعيار الموازنة » ، ص 81 ؛ ابن قتيبه « عيون الاخبار » ، ص 7 ؛ يعقوبى « تاريخ يعقوبى » ، ج 2 ، ص 400 ؛ ابن عبد ربه « العقد الفريد » ، ج 1 ، ص 265 ؛ ابو طالب مكى « قوت القلوب فى معاملة المحبوب » ، ج 1 ، ص 227 ؛ بيهقى « المحاسن و المساوى » ص 40 ؛ خطيب « تاريخ خطيب » ج 6 ، ص 479 ، در شرححال اسحاق نخعى ؛ خوارزمى حنفى -