هر صورت ، همهء آنان تحت نظر شديد و يا زندانى بوده و بالاخره به دست همان غاصبان ، مسموم و يا در ميدان جهاد شهيد شدند .
نتيجه ، اينكه اگر امامى جانشين خود را به مردم معرفى نكرده باشد ، و با فرض اينكه تعيينهاى قبلى نيز به او ختم شده باشد ، به اين معنى خواهد بود كه آن امام ، همراه قرآن در هر دوره و نسلى جاويدان خواهد بود ، زيرا جملهء « هرگز آن دو از هم جدا نمىشوند تا كنار حوض به من بازگردند » اين معنى را مىرساند كه در همهء زمانها همانند قرآن كريم ، امامى از خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هم بايد وجود آشكار و روشنى داشته باشد . و از اينروست كه ابن حجر گويد :
« در حديثهاى لزوم دست يازيدن به اهل البيت ، اشاره به اين است كه تا روز قيامت و در جهت تمسّك به آنان ، نسل اين خاندان قطع نمىشود همانگونه كه قرآن عزيز چنين است . و از اين جهت است كه آنان ، امان مردم زمين بودهاند . و اين حديث بر اين مطلب گواهى مىدهد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند : در هر نسلى از امت من فردى شاخص از خاندان من هست » . « 1 »
[ ب - ] حديث « من مات و لم يعرف امام زمانه . . . ؛
هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد » .
اين حديث با لفظهاى مختلف و معناى واحد ، در كتابهاى اصيل شيعى و سنّى روايت شده و كافى است كه بگوييم : بخارى و مسلم از
هامش
( 1 ) - الصواعق المحرقة ، ص 149 .