3 - احتمال دارد حجيت خبر واحد تعبدى محض باشد ، بدين معنا كه دليل گفته عمل كنيد ، ما هم عمل مىكنيم .
يعنى : مناط تعبد است و سؤال از مناط نمىشود ، و حال وقتى مناط تعبدى شد تابع نص است و ما نسبت به خبر دليل خاص داريم و لذا از آن متابعت مىكنيم ، لكن نسبت به شهرت دليل خاص نداريم .
و لذا براساس اين احتمال نيز استدلال آنها ناتمام است . پس اولويتى در كار نيست تا بتوان حكم خبر را به شهرت سرايت داد .
* سومين اشكال شيخ بر استدلال مذكور چيست ؟
اين است كه : شما نام اين استدلال را مفهوم موافقت گذاشتيد و حال آنكه اولويت ظنيه را نمىتوان مفهوم موافقت خواند ، چرا كه مفهوم موافقت در اصطلاح عبارت است از :
دليل لفظى كه بتوان حكم فرع و مقيس را به نحو اولويت از آن استفاده نمود ، همانطور كه حرمت فحش دادن و كتك زدن را مىتوان از نفس آيه شريفه
( فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ )
استفاده نمود .
و حال آنكه : اولويت ظنيه دليل لفظى نيست تا دلالتش بر حجيت شهرت ، سبب آن باشد كه بتوان نام آن را مفهوم اولويت قرار داد .
* عبارت اخراى مطلب فوق چيست ؟
اين است كه : مفهوم موافقت استفاده حكم فرع است از ظاهر دليل لفظى .
يعنى : خود كلام به ظهور لفظيه و به دلالت التزاميه لفظيه ( با لزوم بين بالمعنى الاخص ) دلالت بر حكم فرع دارد چه اين ظهور ، منطوقى و چه مفهومى باشد و مفهومى هم چه مفهوم مخالفت و يا مفهوم موافقت باشد .
درحالىكه : قياس اولويت ظنيه ، استفادهء حكم فرع است از اصل ، آنهم به توسط تنقيح مناط ، آنهم ظنى و نه قطعى .
حال : ما نحن فيه نيز از همين قبيل است ، در نتيجه نامگذارى شما به مفهوم موافقت غلط است .
* دومين دليل گروه اول بر حجيت شهرت فتوائيه از باب ظن خاص چيست ؟
در متن بعدى آمده كه ذيل آن پاسخ لازم داده خواهد شد .