تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
ترجمه : 1 - و ( از دانستن دو معناى مزبور براى قبول نقل تواتر ) دانسته مىشود كه حكم به وجوب قرائت قرآن در نماز ، اگر منوط باشد به اينكه مقروء در واقع بايد قرآن واقعى باشد كه پيامبر آن را در نماز خوانده باشد ، پس در اين فرض هيچ اشكالى در جواز اعتماد به خبر مرحوم شهيد در متواتر بودن قراءات سه‌گانه يعنى : قرائت ابو جعفر و دو دوستش ( يعقوب و خلف ) وجود ندارد ( و مىتوان آن را در نماز خواند ) لكن مشروط به همان شرطى كه گذشت و آن اين بود كه مخبر به مرحوم شهيد ملزوم عادى تحقق قرآنيت باشد ( يعنى عرف به مجرد اين خبر اكتفا نموده و قراءات سه‌گانه را قرآن واقعى بدانند ) . 2 - و همچنين اشكالى در اعتماد ( به مخبر به شهيد يعنى : متواتر بودن قراءات سه‌گانه ) و خواندن آن در نماز در صورتى كه حكم به جواز قرائت در نماز منوط باشد ، به قرائت قرآنى كه تواترش اجمالا از نظر مخبر ثابت شده باشد ، وجود ندارد ، زيرا كه قرائت سه‌گانه از نظر مرحوم شهيد متواتر هستند ( و براساس وجه اول از دو وجه معناى دوم اين مقدار ثبوت كافى است ) . 3 - و اگر حكم مذكور منوط و معلّق باشد بر خواندن قرآنى كه متواتر باشد عند القاري و يا مجتهدى كه وى ( يعنى قارى ) از او تقليد مىكند پس مجرد اخبار شهيد به متواتر بودن اين قراءات كافى نبوده و سودى ندارد ( يعنى تا قرآنيّت آنها از نظر قارى ثابت نشود نمىتواند آنها را در نماز بخواند ) . 4 - با توجه ( به مطلب مذكور و لحاظ دو معنائى كه براى قبول تواتر منقول نقل شد و توجه به دو وجهى كه براى معناى دوم ذكر نموديم ناظر است ) به معناى اول از دو معنائى كه براى قبول نقل متواتر ذكر كرديم ، حكمى كه مرحوم محقق ثانى و شهيد ثانى نمودند ، مبنى بر اينكه قرائات سه‌گانه را مىتوان در نماز خواند ، چرا كه شهيد اول و علامه حلى ادعاى تواتر آنها را نموده‌اند و اين ادعا از نقل اجماع كمتر نمىباشد ( و لذا همان‌طور كه اجماع منقول به واسطه خبر واحد عادل ثابت شده و قابل اعتماد است ، همين‌طور هم اعتماد و استناد به اخبار اين دو فقيه عالىمقام در ثبوت تواتر قرائات جايز است ) . 5 - و ناظر است به شق سوم ( يعنى : وجه دوم از معناى دوم ) فرمودهء مرحوم صاحب مدارك و استاد ايشان ( مقدّس اردبيلى ) آنجا كه اعتراض كرده‌اند بر شهيد و محقق ثانى به اينكه : اين كلام از اين دو بزرگوار بازگشت از اشتراط تواتر در قرائت قرآن است و معنايش اين است كه در نماز شرط نيست كه حتما قرآن خوانده شود . نكته : نظر ايشان خالى از اشكال نبوده و براى فهميدن وجه اشكال ، تدبر و دقت لازم است .