تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
مىتوان به نقل تواتر از زبان شهيد اعتماد نمود بلا اشكال ، لكن شهيد : اگر به صورت اجمال نقل تواتر كند و فى المثل بگويد : « بلغنى بالتواتر . . . » اين كفايت نمىكند ، چرا كه مبانى در اين باب متفاوت است و اگر به صورت تفصيلى نقل تواتر كند و فى المثل بگويد : ( اخبرنى الف عادل بان النبى قرء ملك يوم الدين ) ارزش دارد و مورد قبول واقع مىشود ، چرا كه ما بين اين خبر و آن لوازم ملازمهء عادى برقرار است . 2 - و اگر بگوئيم كه : جواز قرائت در نماز از آثار قرآن متواتر با وصف متواتر بودن است لكن تواترش فى الجملة است و لو نزد شخص ديگرى باشد ، باز هم مىتوان به خبر شهيد اعتماد كرده و نماز خواند . 3 - و اگر گفتيم : جواز قرائت در نماز از آثار قرآن متواتر به عقيده خود من مىباشد نمىتوانيم به خبر شهيد اعتماد كنيم ، چرا كه تواتر آن نزد خود من ثابت نشده است .

* حاصل مطلب در صورتهاى فوق چيست ؟

اين است كه : 1 - محقق ثانى و شهيد ثانى كه فرموده‌اند : ( يجوز قراءة ملك يوم الدين فى الصلاة ) چرا كه علامه و شهيد اول به تواتر ( ملك يوم الدين ) خبر داده‌اند ، مراد و منظورشان ، صورت اول و دوم است . 2 - و صاحب مدارك و محقق اردبيلى كه گفته‌اند : قرائت ( ملك ) در نماز جايز نيست ، مراد و مقصودشان به صورت سوم است .

* جناب شيخ كداميك از نظرات فوق را رد مىكند ؟

مىفرمايد : نظر صاحب مدارك و محقق اردبيلى مبتلا به اشكال است ، چرا كه جواز قرائت منوط به قرآن واقعى است ، كه آن‌هم با نقل تواتر ثابت مىشود به شرط استلزام عادى . ( پايان مبحث اجماع منقول )