تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤

تشريح المسائل

* حاصل مطلب در عبارت ( و من هنا يعلم . . . ) چيست ؟

اين است كه : تاكنون روى مثال عرفى بحث مىكردند ، لكن در اينجا يك مثال فقهى آورده‌اند و حاصل بحث در اين است كه آيا خبر متواتر منقول به خبر واحد در اينجا كه مقام بحث ما است حجت است يا نه ؟

* مثال فقهى و شرعى مطرح شده در اينجا چگونه است ؟

بدين نحو است كه : 1 - قراء سبعه ( يعنى : نافع ، ابو عمرو ، كسائى ، حمزه ، ابن عامر ، ابن كثير و عاصم ) در سوره حمد ، « مالك يوم الدين » قرائت نموده‌اند . 2 - و قراء سه‌گانه ( يعنى : ابو جعفر و ابو ايوب و ابى ابن خلف ) در سوره حمد ، « ملك يوم الدين » قرائت كرده‌اند . حال : عند المشهور ، قرائت قراء سبعه متواتر است و عند العلّامة و الشهيد ، قرائت قراء سه‌گانه ( مزبور كه سه برادرند ) متواتر است . لذا ، اين سؤال مطرح است كه آيا همان‌طور كه قرائت مالك در نماز مجزى است آيا قرائت ملك هم مجزى است يا نه ؟ چرا كه بايد قرائت متواتر باشد تا بتوان به عنوان قرآن و در نماز آن را قرائت نمود . پاسخ اين است كه : اگر قرائتى متواتر وجدانى باشد ، مثل قرائت پيامبر و شنيدن اصحاب و نقل آنها به ديگرى كه خواندن آن در نماز قطعا مجزى است و اگر متواتر ، منقول به متواتر باشد باز هم قرائت آن در نماز جايز است . لكن اگر متواتر ، منقول به خبر واحد باشد فى المثل : شهيد اول بفرمايد كه : ( بلغنى بالتواتر ان رسول الله قرء فى صلاته ( ملك يوم الدين ) ، آيا باز هم اين متواتر منقول به خبر واحد ، حجت است و مىتوان آن را در نماز خواند يا نه ؟

* چه پاسخى به سؤال مذكور داده مىشود ؟

پاسخ داده مىشود كه مطلب داراى سه صورت است : 1 - اگر بگوئيم ، جوائز قرائت در نماز از آثار قرآن واقعى است ، چه به تواتر يقين داشته باشيم يا نه ،