تشريح المسائل
* حاصل مطلب در عبارت ( و من هنا يعلم . . . ) چيست ؟
اين است كه : تاكنون روى مثال عرفى بحث مىكردند ، لكن در اينجا يك مثال فقهى آوردهاند و حاصل بحث در اين است كه آيا خبر متواتر منقول به خبر واحد در اينجا كه مقام بحث ما است حجت است يا نه ؟
* مثال فقهى و شرعى مطرح شده در اينجا چگونه است ؟
بدين نحو است كه :
1 - قراء سبعه ( يعنى : نافع ، ابو عمرو ، كسائى ، حمزه ، ابن عامر ، ابن كثير و عاصم ) در سوره حمد ، « مالك يوم الدين » قرائت نمودهاند .
2 - و قراء سهگانه ( يعنى : ابو جعفر و ابو ايوب و ابى ابن خلف ) در سوره حمد ، « ملك يوم الدين » قرائت كردهاند .
حال :
عند المشهور ، قرائت قراء سبعه متواتر است و عند العلّامة و الشهيد ، قرائت قراء سهگانه ( مزبور كه سه برادرند ) متواتر است .
لذا ، اين سؤال مطرح است كه آيا همانطور كه قرائت مالك در نماز مجزى است آيا قرائت ملك هم مجزى است يا نه ؟
چرا كه بايد قرائت متواتر باشد تا بتوان به عنوان قرآن و در نماز آن را قرائت نمود .
پاسخ اين است كه :
اگر قرائتى متواتر وجدانى باشد ، مثل قرائت پيامبر و شنيدن اصحاب و نقل آنها به ديگرى كه خواندن آن در نماز قطعا مجزى است و اگر متواتر ، منقول به متواتر باشد باز هم قرائت آن در نماز جايز است .
لكن اگر متواتر ، منقول به خبر واحد باشد فى المثل : شهيد اول بفرمايد كه : ( بلغنى بالتواتر ان رسول الله قرء فى صلاته ( ملك يوم الدين ) ، آيا باز هم اين متواتر منقول به خبر واحد ، حجت است و مىتوان آن را در نماز خواند يا نه ؟
* چه پاسخى به سؤال مذكور داده مىشود ؟
پاسخ داده مىشود كه مطلب داراى سه صورت است :
1 - اگر بگوئيم ، جوائز قرائت در نماز از آثار قرآن واقعى است ، چه به تواتر يقين داشته باشيم يا نه ،