ترجمه :
انتقاد شيخ به محقق تسترى
اما تو آگاهى به اينكه اين فايده ( كه تسترى فرموده : منقول اليه مىتواند براى كشف حجت معتبر و رأى معصوم از اين اجماع منقول استفاده كند ) به منزلهء معدوم است ، زيرا مقدار اقوالى كه به واسطه اخبار ناقل اجماع ثابت شده و مستند به حس ( و مشاهده ) اوست ، عادتا مستلزم موافقت رأى امام نيست ، هرچند كه اگر اتفاق مزبور براى ما ثابت شود ، ممكن است علم به صدور مضمونش پيدا كنيم و لكن در عين حال نمىتوان آن ( اتفاق را به صورت قضيه دائمى ) علت تامه براى آن ( حصول علم ) قرار داد .
بلكه اتفاق مذكور نظير عدد معينى از مخبرين است كه گاهى اخبارشان سبب براى علم به صدق و ثبوت خبرشان مىشود و گاهى نه ، و نيز اين نقل اقوال از امورى نيست كه عادتا مستلزم وجود دليل معتبرى حتى نسبت به ما باشد ؛ زيرا استناد هر بعض از مجمعين به امرى كه ما آن را دليل نمىدانيم ، امرى مخالف با عادت نيست تا اجتماعشان عادتا از موافقت با رأى معصوم منفك نباشد .
از فقهاء تا زمان علامه كه به متنجس شدن آب چاه قائل بودند در اين فتوى استناد به دلالت اخبار مىنموده و مدعى بودند كه ظاهر اخبار دلالت بر تنجّس آن دارد و دليلى هم كه با اين ظواهر معارض باشد پيدا نكردهاند .
و برخى ( در مقام استدلال ) با ظهور اخبار مزبور به معارض دست يافتهاند ولى به دليل قاصر بودن سند اخبار معارض ، يا به خاطر اينكه نفس اخبار نزد او از اخبار آحاد مىباشد و يا اينكه در مقام معارضه آنها با اخبار نجاست ترجيح با اخبار ادله بر نجاست بوده كه به واسطه برخى از مرجحات آنها را بر اخبار معارض ترجيح دادهاند به آن عمل نكردهاند .
پس : اگر از نظر مجتهدى كه متأخر واقع شده اخبار دالّهء بر طهارت ترجيح داشته باشد مىتواند به آن اخذ نموده و برطبق اخبار دالّهء بر طهارت فتوى دهد ، بدون اينكه اتفاق قدما ، مضرّ به حال او باشد زيرا اتفاق و اجماع ايشان مستند به امور مختلفى است كه برخى از آنها از نظر مجتهد متاخر تمام و درست نيست .