تشريح المسائل
* حاصل مطلب در عبارت ( و لكنّك خبير . . . الخ ) چيست ؟
نظر شيخ انصارى است پيرامون فوائدى كه جناب تسترى براى اجمال منقول برشمرد .
و لذا مىفرمايد : فايدهاى را كه مرحوم تسترى در پايان كلامش آورد مبنى بر اينكه :
( اجماع منقول در قليلى از مسائل و براى قليلى از علماء ارزش دارد ) ، قابل اعتنا و مهم نيست بلكه وجودش كالعدم است ؛ زيرا مكرر گفتيم كه
1 - اجماعات منقوله در كتب ، اگرچه در اتفاق الكل فى عصر واحد و يا در اعصار و امصار ظهور دارند ، لكن عقل اجازه نمىدهد كه ما همين ظهور را اراده نمائيم ، بلكه قدر متيقن از اين اجماعات ، اتفاق المعروفين ( اتفاق همه صاحبان كتب فتوائيه ) است .
2 - اتفاق المعروفين عادتا مستلزم قول معصوم نيست ، به ويژه اگر اتفاق معروفين يك عصر باشد و نه همه اعصار و به ويژه اگر معروفين ساير اعصار با اين عصر مخالف باشند كه در اين صورت هرگز ملازمه عاديه نخواهد بود .
بله : تصادفا ممكن است براى كسى روى حسن ظن و يا جهات ديگر از طريق اتفاق المعروفين حدس قطعى به قول امام حاصل شود ، لكن اين اتفاق گاهى رخ مىدهد و گاهى نه و لذا فاقد ارزش است .
3 - نه تنها اتفاق المعروفين كاشف قطعى رأى معصوم نيست ، بلكه كاشف از يك دليل معتبر ظنى ( كه اگر به دست ما برسد ، ما به قول معصوم علم پيدا مىكنيم ) هم نمىباشد ، چرا كه شايد معروفين اعصار به دلائلى تمسك نمودهاند كه اگر به دست ما هم مىرسيد به آنها اعتنا و اعتماد نمىكرديم .
* در تبيين مطلب فوق مثال بزنيد ؟
فى المثل :
در ميان قدما از زمان اصحاب تا زمان علامه مشهور بود كه ( ماء البئر قليل ينفعل بالملاقاة ) ، حال سؤال اين است كه بر اساس چه دليلى چنين فتوايى دادهاند ؟
مىتوان گفت :
شايد برخى اخبار نجاست را ديده و بر اساس آن فتوائى دادهاند و حال آنكه از اخبار طهارت به عنوان اخبار معارض اطلاعى نداشتهاند .
و شايد برخى ديگر به هر دو دسته از اخبار اطلاع داشتهاند ، اما مع ذلك به دلائل مختلف به آنها عمل نكردهاند .