ترجمه :
پايان كلام محقق تسترى در كشف القناع
1 - امورى كه ما آن را ذكر نموديم ، اختصاص به نقل اجماعى كه متضمن نقل اقوال و آراء به صورت اجمالى است ندارد ، بلكه در نقل تمام آنها در صورتى كه به طور تفصيلى نقل شوند جارى هستند .
2 - و همچنين در نقل ساير اشياء و امورى كه شناخت احكام مبتنى بر آنهاست مثل : شهرت و يا ( لا خلاف ) نيز جارى است .
3 - و اين حكم در جائى كه اگر منقول با آنچه ( متتبع و منقول اليه ) خود تحصيل نموده موافق و يا مخالف باشد حكمش در تمام صور ( جميع منقولات چه اجماع به طور اجمال و چه اجماع به نحو تفصيل و چه اشيائى كه شناخت احكام مبتنى بر آنهاست ) مشترك است .
4 - سپس مىفرمايد : و به آنچه بيان نموده و توضيح داديم ، وجه آنچه كه طريقه بزرگان از اصحاب برآن جارى است ، مبنى بر عدم استدلال ايشان به اجماع منقول به طورى كه دلالت بر اعتماد و استناد كند ، و رد آن اجماع و اتفاق به دليل عدم ثبوت و يا وجود اختلاف و امثال آن در ميان اصحاب روشن شد ، و همچنين در نقل ساير امورى كه شناخت احكام مبتنى برآن است و اين حكم در آنچه به صورت منقول و موافق و يا مخالف يافت مىشود ميان تمام اصحاب علما مشترك است ، همانطور كه از ظاهر عبارات ايشان پيداست .
5 - پس وجه اين رد ( و تمام اين مقالات و نقض و ابرامها ) طبق آنچه ما گفتيم روشن شده و موجّه و درست مىباشد ، به ويژه در مسائلى كه نزاع و جدال در آن شايع و رايج است ، يا اينكه اقوال و آراى متشتت در آن معلوم باشد . يا اينكه مورد اجماع منقول ، مسئله نادرى باشد كه به ملاحظه قلت متعرضين به آن ، ادعاى اجماع چندان مورد نداشته و قابل اعتنا نباشد ، مگر آنكه اجماع منقول در اين گونه مسائل به برخى از وجوه كه مورد اعتماد نيست توجيه شود يا آنكه ناقل كسى باشد كه نقلش براى معاصرين و همعصرانش مورد اعتنا نباشد ، يا كمى آگاهى او و يا قصور احاطهاش به اقوال سبب شده كه ادعايش مورد عنايت ديگران واقع نگردد و يا غير اين امور از اسبابى كه باعث بىرونقى اين ادعا شده باشد .
پس : اجماعى كه در مسائل ، مورد احتياج است اختصاص به مسائل معدود و قليلى آنهم نسبت به برخى از فقهاء و نادرى از نقلكنندگان فاضل و حكايتكنندگان مورد وثوق و اطمينان دارد . تمام شد كلام جناب تسترى .