تشريح المسائل
* حاصل مطلب در عبارت ( ثمّ انّ ما ذكرنا . . . ) چيست ؟
اين است كه :
1 - همه مطالبى كه در اطراف لفظ اجماع بيان شد در رابطه با لفظ اتفاق ، شهرت و ظاهر الاصحاب نيز جارى است لذا اگر كسى بگويد : اتفق العلماء على كذا ، همانطور كه در آنجا مىگفت : اجمعت العلماء على كذا . . . ، اين به تنهايى و بالاستقلال حجت نمىباشد ، لكن با ضميمه شدن امارات معتبره به آن ارزشمند مىشود و يقين تعبدى به رأى امام پديد مىآورند .
2 - همين كلام در نقل شهرت نيز جارى است ، يعنى : اگر كسى بگويد : هذا الحكم مشهور ، سپس ما يا به تتبع آرا بپردازيم و يا ظاهر آيه را به آن ضميمه كنيم باز يقينآور مىشود .
3 - و يا اگر فقيهى فتاواى ديگر فقهاء را مفصل بيان نمود فى المثل فرمود : قال الصدوق و يا المفيد و يا السيد ، فى الجملة داراى ارزشاند و در صورت انضمام امارات معتبر به آن ، ارزش تام و كامل پيدا مىنمايد .
* پس مراد از عبارت ( ثمّ انّه لو لم يحصل . . . ) چيست ؟
اين است كه :
1 - گاهى از انضمام اجماع منقول و امارات ظنيهء معتبره و مجموعهء حاصلهء از آن دو به حكم واقع و رأى امام قطع حاصل مىشود .
2 - گاهى در اثر قوّت امارات مثل : انضمام فتاواى همه صاحبان فتواى متأخرين به اجماع منقول شيخ و يا . . . مجموعهاى حاصل مىشود كه قطع به حكم ظاهرى يعنى : وجود دليل معتبر پيدا مىشود .
يعنى : فقيه يقين حاصل مىكند كه حتما يك دليل معتبرى وجود داشته كه فتواى مشهور متقدمين و متأخرين يكى شده است . نتيجه اينكه : اين انضمام چه ما را به حكم واقعيه برساند و چه به دليل معتبرى كه ( لو وصل الينا لكان عندنا ايضا حجّة ) در مسائل فقهيّه كافى است .
3 - گاهى ممكن است مجرد يك نقل اجماع ( بدون انضمام امارات ديگر ) قطع به يك دليل معتبر حاصل شود . در نتيجه : اين اجماع منقول نيز مستقلا و بدون ضميمه داراى ارزش است لكن اين مطلب تصادفى است . يعنى : ميان نقل اجماع و قطع به دليل معتبر ملازمه عاديهاى وجود ندارد و لذا از ارزش مىافتد . پس اجماع منقول فى الجملة داراى ارزش است لكن مع الانضمام ارزش بالجمله پيدا مىكند و بدون ضميمه از ارزش مىافتد .
لذا : ما از اجماع منقول به عنوان مؤيد استفاده مىكنيم و در مقام استدلال به اجماع منقول تنها اكتفا نمىكنيم .