حال : از انضمام اين اجماع محصل ظنى به آن اجماع منقول يقين به رأى معصوم پيدا مىكنيم .
* اين يقين حاصله وجدانى است يا ظنى ؟
اگر همهء اين فتاوى را خودمان وجدان كرده بوديم ، يقين ما به رأى معصوم وجدانى بود ، لكن در اجماع مذكور ، چون قسمتى را با اخبار عادل تحصيل نموديم يقين ما به رأى معصوم تعبدى است .
* حاصل مطلب از مطالب مذكور چيست ؟
اين است كه :
1 - اگر فتاواى همهء ارباب كتب فتوى را خودمان تتبع و بررسى كنيم يقين ما به رأى معصوم وجدانى است .
2 - اگر فتاواى تمام معروفين را فرد عادلى براى ما اخبار كند ، يقين ما به رأى معصوم تعبّدى است .
3 - اگر قسمتى از فتاوى را يكى از علماء براى ما اخبار كند و فتاواى متأخرين را خودمان تتبع كنيم ، يقين ما به رأى معصوم باز تعبدى است .
4 - و آنجا كه اخبار مخبر به تنهائى مستلزم قول امام نيست و امارهء قابل اعتمادى هم در دست نباشد ، چنين اخبارى فاقد ارزش است زيرا مستلزم رأى امام نمىباشد .
* تنظير شيخ جهت فهم مطالب چيست ؟
اين است كه :
1 - گاهى خود شخص شاهد مرگ زيد بوده و در خاكسپارى او حضور داشته لذا براى او علم وجدانى به مرگ زيد و ترتيب آثار موت ، شرعا و عقلا و عادتا و . . . پيدا مىشود .
2 - گاهى خود شخص شاهد مرگ زيد و حاضر در خاكسپارى او نبوده ، لكن صد مخبر عادل و يا هزار مخبر و لو غير عادل كه در حد تواترند از موت زيد و دفن او براى مخاطب خبر دادهاند ، در اينجا نيز براى مخاطب يقين وجدانى به موت زيد حاصل مىشود .
3 - گاهى شخص ، شاهد موت زيد نبوده و در خاكسپارى او حضور نداشته و يك نفر عادلى از مرگ زيد به او خبر داده كه هزار نفر ديگر به آن عادل خبر دادهاند ، در اينجا نيز خبر آن عادل حجت است .
يعنى : ما آن عادل را تصديق مىكنيم و تصديق عبارت است از : نزّله منزلة العلم ، آنگاه براى خود مخبر يقين وجدانى به مرگ زيد حاصل مىشود و براى ما يقين تعبدى .
4 - و گاهى نيز عادلى به ما خبر مىدهد كه 50 نفر از مرگ زيد به او گزارش دادهاند كه اين عادتا يقينآور نيست . لكن اگر 50 نفر هم به خود ما خبر دادند ، اين خبر حسى به اضافه آن خبر ، نسبت به مرگ زيد براى ما قطع تعبدى حاصل مىكند .