تشريح المسائل
* حاصل كلام از عبارت ( نعم يبقى هنا شىء ) تا به اينجا چيست ؟
اين است كه : بر خلاف جمعبندى قبلى كه در تمام مبحث اجماع ، شيخ نسبت به اجماع منقول نظر منفى داشت و در همه جا به تضعيف و رد آن مىپرداخت و آن را از درجه اعتبار ساقط مىنمود و قائل به حجيّت آن نبود ، در اينجا به آن روى سكه كه شيخ نظر نهايى خود را در باب اجماع ابراز مىكند ، برمىخوريم و آن عبارت است از اينكه : به اين آسانى نمىتوان از جنبههاى مثبت و بركات اجماع دست كشيد و لذا حق اين است كه بگوئيم : اجماع بر خلاف خبر واحد فى نفسه و بالاستقلال حجت نيست . و لكن با ضميمه كردن امارات ديگر حجيت پيدا مىكند ، پس فى الجملة و نه بالجمله ارزشمند است .
* مراد شيخ از مطلب اخير چيست ؟
اين است كه : درجات و مراتب اجماع متفاوت است و ترتيب آن از بالا به پايين به شرح ذيل است :
1 - اتفاق الكل در تمام اعصار و امصار .
2 - اتفاق الكل در عصرى از اعصار .
3 - اتفاق المعروفين در تمام اعصار .
4 - اتفاق المعروفين در يك عصر .
5 - اتفاق جماعتى اندك به خاطر حسن ظن به آنها .
6 - اجماع اجتهادى و حدسى .
حال مىگويد :
1 - كسى كه با صراحت در مكتوباتش مىگويد : اجمع الاصحاب على كذا ، نمىتوان گفت : مراد او از اين اجماع ، اجماع مرحله پنجم و ششم است چرا كه چنين چيزى با ظاهر اجماع نمىسازد ، چون ظاهر اجماع اتفاق الكل است آنهم وجدانا . يعنى : مدعى اجماع خود از نزديك به بررسى و مشاهده اقوال علما پرداخته ، نه اينكه حدس زده و يا اينكه حسن ظن پيدا نموده باشد .
2 - گفته شد كه تحصيل اتفاق الكل در تمام اعصار و يا لااقل عصر واحد مع كثرة الفقهاء معمولا ممكن نيست ، پس مرحله اول و دوم اجماع نيز معمولا غير ممكن است .
در نتيجه :
نمىتوان اجماعات منقوله در كتب فقهيه را بر معناى حقيقيش حمل نمود ، هم به دليل وجود صارف و هم حكم عقل به محال بودن آن .