* پس اگر به نظر شيخ ، دستيابى به اجماع حقيقى تعذر دارد چه بايد كرد ؟
مىفرمايد : قانون اين است كه : ( اذا تعذّرت الحقيقة فاقرب المجازات اولى بالارادة )
* حاصل قانون مذكور چيست ؟
اين است كه بگوييم : مراد مدعيان اجماع از اين ادعاها ، اتفاق المعروفين در تمام عصرها و يا عصر واحد است .
* و لكن قبلا گفته شد كه اتفاق المعروفين به تنهايى مستلزم قول امام نيست و براى ما حدس قطعى به رأى امام نمىآورد ؟
بله : و لكن با انضمام امارات و قرائن مىتوان چنين اجماعى را حجت نمود .
* مراد از امارات و قرائن چيست ؟
قرائن عبارتند از :
1 - ظاهر آيه و يا آياتى از قرآن به انضمام اتفاق المعروفين .
فى المثل : وقتى شيخ طوسى براى ما نقل اجماع مىكند ، اگرچه يقين داريم كه مرادش از آن اجماع ، اتفاق الكلّ در تمام اعصار و يا يك عصر مع كثرة العلماء نيست ، چرا كه چنين امرى عادتا ممكن نيست ، لكن از آنجا كه حد اقل مراد شيخ طوسى مىتواند اتفاق المعروفين باشد و اين اتفاق المعروفين هم عن حسّ باشد ، آن را مىپذيريم هرچند عادتا مستلزم قول امام نيست .
از طرفى هم خود ما از ظاهر آيه برداشتى داشته مطابق با آن اجماع ، يعنى : 50 % از ارزش حكم را اجماع و 50 % از ارزش آن را ظاهر آيه تأمين نمايد ، پس يقين حاصل مىشود كه حكم واقعى همين است .
2 - ظاهر حديث به ضميمهء اتفاق المعروفين به همان بيان كه در ظاهر آيه گفته شد .
3 - انضمام اجماعات منقولهء ديگر كه در حد استفاضهاند به اتفاق المعروفين .
4 - اجماع محصل ظنى و ضميمه آن به اين اجماع ( اتفاق المعروفين ) .
فى المثل : شيخ طوسى مىگويد : ( اجمع العلماء على طهارة مسجد الجبهة ) .
حال : اگرچه ما يقين داريم كه او فتاواى همه علماء را تفحص و تتبع نكرده ، اطمينان داريم كه حد اقل فتاواى صاحبان كتب فتوائيه را ديده است و لذا از راه نقل شيخ ، اتفاق المعروفين تا زمان خود شيخ را به دست مىآوريم ، سپس همت كرده خودمان به تحصيل آراء معروفين پس از شيخ مىپردازيم . وقتى كتب فتوائيه آنان را بررسى كرده ، ديديم اينها نيز همان فتوى را دارند ، اجماع علماى پس از شيخ نيز تحصيل مىشود .