خوشخط بود . » « 1 » ذهبى گويد : « استادِ حافظِ استوار ، محدّثِ عراق . . . در شناخت رجال سبقت گرفت ، گرد آورد و نگاشت و يك عمر زيست . آوازهاش گسترده شد و حافظان از او بسيار نقل كردند ، همراه با راستى و دقّت ، شهرت آشكارى داشت هر چند كه در حفظ به دارقطنى نمىرسد . » « 2 » سال 379 درگذشت .
ج . محمّدبن حسينبن حميدبنربيع . او ابوالطيّب لحمى متوفّاى سال 318 مىباشد .
خطيب گويد : « او ثقه و داراى مذهب نيكو و جماعت بود ، امر به معروف و نهى از منكر مىكرد . » « 3 » د . جعفربن عبداللَّهبن محمّد . تاكنون چيزى دربارهاش نيافتهام ، و گمان كنم اشتباهى از نسخه باشد .
ه . اسماعيل بنابان . او - به قرينهى روايت كردنش از سلامبن ابىعمرة آنگونه كه در تهذيب الكمال آمده است - اسماعيلبنابان ورّاق كوفى و از رجال صحيح بخارى و ترمذى و از استادان ابنابىشيبة ، و احمدبنحنبل و ابوزرعة و مانند اينان از بزرگان ، مىباشد . « 4 » و . سلامبنابىعمرة . او از رجال ترمذى است .
ز . معروفبنخرّبوذ . او نيز از رجال بخارى و مسلم و ابوداوود و ابنماجه مىباشد .
ح . ابوطفيل و حذيفه ، هر دو از اصحاب جليلالقدر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم هستند .
هامش
( 1 ) . تاريخ بغداد 2 : 262 .
( 2 ) . سير اعلام النبلاء 16 : 418 .
( 3 ) . تاريخ بغداد 2 : 236 .
( 4 ) . تهذيب الكمال 3 : 5 .