مورد ( 7 ) روزى كه تكيه بر على عليه السلام داده و نزد يارانش آمد
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود :
« يا على ! تويى نخستين مؤمن در ايمان و نخستينِ آنان در اسلام آوردن ، و تو نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى هستى . » گروهى از بزرگان آن را نقل كردهاند :
متقى هندى گفت : « در مسند عمر ، از ابنعبّاس آورده است : عمربنخطاب گفت از نامبردن علىبنابىطالب ( به زشتى ) دست برداريد ، شنيدم از رسول خدا صلى الله عليه و آله كه مىفرمود : در على سه صفت نيك وجود دارد كه اگر من ( عمر ) يكى از آنها را داشتم برايم دوستداشتنىتر بود از آنچه خورشيد بر آن مىتابد . من و ابوبكر و ابوعبيدةبنجرّاح و جمعى از ياران رسول خدا بوديم ، و پيامبر بر علىبنابىطالب تكيه داده بود ، تا اين كه با دست بر شانهى او زد و سپس فرمود :
« اى على ، تويى نخستين مؤمن در ايمان و نخستين آنان در اسلام آوردن . سپس فرمود : تو نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى هستى ، و بر من دروغ بسته است هر كس ادّعا كند مرا دوست مىدارد ، امّا تو را دشمن بدارد . »
حسنبنبدر در كتاب ( ما رواه الخلفاء ) و حاكم در ( الكنى ) و شيرازى در ( الألقاب ) و ابنالنجّار آن را آوردهاند . » « 1 » ابنعساكر با عنوان : « روايت عمربنخطاب دربارهى خبر منزلت » گويد :
« ما را خبر داد ابوغالببنبناء از ابوالحسين بنآبنوسى ، از ابومحمّد عبداللَّهبن محمّدبن سعيدبنمحارببن عمرو انصارى اوسى اصطخرى ، از ابومحمّد عبداللَّهبنادران خياط در شيراز به سال 304 ، از ابراهيمبنسعيد جوهرى وصى مأمون ، از اميرالمؤمنين مأمون ، از اميرالمؤمنين رشيد ، از اميرالمؤمنين مهدى ، از اميرالمؤمنين منصور ، از پدرش ، از جدّش ، از عبداللَّهبنعبّاس كه گفت : گروهى كه نزد عمربنخطاب بودند دربارهى
هامش
( 1 ) . كنزالعمال 13 : 122 رقم 36392 .