ابنوهب ، آدم ، و گروهى از پيشوايان از او روايت كردهاند . احمد ، ابنمعين ، ابوحاتم ، ذهبى و ديگرانى او را ثقه دانستهاند . سال 181 درگذشت . « 1 » ز . حرامبن عثمان . انصارى مدينى . معمربنراشد و ديگر پيشوايان ، از او روايت كردهاند ، البته برخى دربارهاش بد گفتهاند . و آوردهاند كه نقل همين حديث ، از جمله منكرهاى اوست ! ! بعضى از آنان - چنان كه در ( التاريخ الكبير ) بخارى است - او را به تشيّع توصيف كردهاند . بلكه در سخن ابنحبّان آمده است كه : او گزافهگو بود . پس اگر علّت نپذيرفتن روايتش و تضعيفش اين باشد ، بايد گفت : نزد آنان مقرر شده است كه تشيّع زيانى به وثاقت نمىرساند ، چنان كه حافظ ابنحجر عسقلانى در چند موضع از مقدّمهى كتابش ( فتحالبارى فى شرح صحيح البخارى ) به روشنى كامل بيان كرده است .
هامش
( 1 ) . همان 8 : 231 .