ذهبى دربارهاش با عنوان « استاد ثقه » « 1 » نوشته است .
ج . عبداللَّهبن محمّدبن سعيد . خطيب در تاريخش شرح حال او را چنين آورده است : « در بغداد ساكن شد ، و از ابوخليفه فضلبن حباب جمحى ، و زكريابنيحيى الساجى ، و عبداللَّه بنادران شيرازى و گروه بسيارى از افراد غريب حديث نقل كرد .
احمدبن محمّد عتيقى ، قاضى ابوعبداللَّه صيمرى و قاضى ابوالقاسم تنوخى ، و ابوالفتح محمّدبن حسين عطّار قطيط ، و ابومنصور محمّدبن عيسى همدانى و ديگرانى از او برايمان حديث نقل كردند . بيشتر كسانى كه از آنان روايت مىكند مجهول و ناشناختهاند ، و حديثهاى او از ابوخليفه مقلوب هستند ، و بيشتر به روايتهاى ابندريد شباهت دارند . . .
از صيمرى دربارهى وضع اين استاد پرسيدم ، گفت : گمان كنم از او بدگويى كردهاند . . . » « 2 » گويم : كسى را نيافتم كه از او بدگويى كرده باشد ، و آيا براى اسقاط شخصى اين جمله كافى است كه بگويند : گمان كنم ! از او بدگويى كردهاند ؟ !
د . عبداللَّهبن آدران شيرازى را نمىشناسم ، ليكن ابوالحسن علىبنمبارك مسرورى از او پيروى كرده است - آنگونه كه در يادداشت علّامه محمودى بر كتاب ( الكنى ) نوشتهى ابواحمد حاكم آمده است - و خطيب شرح حالش را آورده است و روايت او از ابراهيمبن سعيد جوهرى را بيان نموده است ، و از او بدگويى نكرده است .
ه . ابراهيمبن سعيد جوهرى . او از رجال مسلم ، و ابوداوود ، و ترمذى و نسائى و ابنماجة است . « 3 »
هامش
( 1 ) . سير اعلام النبلاء 18 : 85 .
( 2 ) . تاريخ بغداد 10 : 133 .
( 3 ) . تقريب التهذيب 1 : 35 .