على به سجده افتاد و گفت : سپاس از آنِ خداوند است . . . » « 1 » دوم . حافظ موفّقبن احمد خوارزمى گويد : « مرا خبر داد سرور حافظان ابومنصور شهرداربن شيرويهبن شهردار ديلمى - ضمن آنچه از حمدان برايم نوشت - از ابوالفتح عبدوسبن عبداللَّهبن عبدوس همدانى به كتابت ، از شيخ ابوطاهر حسينبن علىبن سلمة ، از مسندِ زيدبن على ، از فضلبن عبّاس ، از ابوعبداللَّه محمّدبن سهل ، از محمّدبن عبداللَّه بلوى ، از ابراهيمبن عبداللَّهبنعلاء ، از پدرش ، از زيدبن علىبن حسينبن علىبن ابىطالب ، از پدرش ، از جدّش علىبنابىطالب كه گفت :
روزى كه خيبر را فتح كردم ، رسول خدا به من فرمود : اى على ، اگر نبود كه گروههايى از امّتم دربارهات بگويند آنچه را نصارى دربارهى عيسىبنمريم گفتند ، امروز سخنى دربارهات مىگفتم كه به گروهى از مسلمانان نگذرى ، مگر اينكه خاك نعلين و اضافه وضويت را برمىگرفتند و به آن شفا مىجستند .
و ليكن تو را بسنده است كه از من باشى و من از تو ، تو از من ارث ببرى و من از تو ارث ببرم ، تو نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى هستى جز اين كه پس از من پيامبرى نيست ، تو بدهى مرا مىپردازى و بر سنّتم مىجنگى ، - تا آخر حديث . . . » « 2 » سوم . حافظ ابوعبداللَّه گنجى گويد : « مرا خبر داد ابواسحاق ابراهيمبن يوسفبن بركة كتبى ، از حافظ ابوالعلاء همدانى ، از ابوالفتح عبداللَّهبن عبدوس بنعبداللَّه همدانى ، از ابوطاهر حسينبن سلمةبن على ، از مسندِ زيدبن على . . . » تا پايان آنچه پيش از اين آمد . « 3 »
هامش
( 1 ) . مناقب علىبنابىطالب ، ابن مغازلى : 237 - 238 .
( 2 ) . مناقب علىبن ابىطالب ، خوارزمى : 75 .
( 3 ) . كفايةالطالب فى مناقب علىبنابىطالب : 264 .