تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 716

مساهمون:

ص٧١٦
گفت : نام پسر هارون چه بود ؟ گفت : شبر . پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : زبانم عربى است . گفت : او را حسن بنام . » « 1 » حافظ ، محب‌ّالدين طبرى گويد : « از اسماء بنت عميس كه گفت : فاطمه را براى حسن مامايى كردم . پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و فرمود : اى اسماء پسرم را به من بده ، او را در پارچه‌اى زردرنگ به ايشان دادم ، آن را از او كنار زد و فرمود : مگر به شما سفارش نكرده بودم كه نوزادى را در پارچه‌اى زرد نپيچانيد ! سپس او را در پارچه‌ى سفيد پيچيدم ، او را گرفت ، در گوش راستش اذان و در چپ اقامه گفت . سپس به على فرمود : پسرم را به چه چيز ناميدى ؟ گفت : در اين كار بر شما سبقت نخواهم گرفت . فرمود : و من بر پروردگارم سبقت نمىگيرم . آنگاه جبرئيل عليه السلام فرود آمد و گفت : اى محمّد پروردگارت به حضرتت سلام مىرساند و مىفرمايد : على نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى است ، ليكن پس از تو پيامبرى نيست ، پس اين پسرت را به نام پسر هارون نامگذارى كن . فرمود : اى جبرئيل ! نام پسر هارون چه بود ؟ گفت : شبّر . پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : زبانم عربى است . گفت : او را حسن بنام . » پيامبر صلى الله عليه و آله چنين كرد . يكسال كه گذشت ، حسين متولد شد ، پيامبر خدا آمد ، و مانند نخستين ياد كرد و داستان نامگذارى مانند نخستين جريان يافت ، و جبرئيل عليه السلام او را فرمان داد كه او را به
هامش
( 1 ) . وسيلةالمتعبّدين الى متابعة سيد المرسلين 5 : 225 .
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 716 | السيد مير حامد حسين الهندي / محبوب القلوب