متقى گويد : « سعد گفت : شنيدم رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمود : على را سه خصلت است . اگر يكى از آنها را داشتم آن را بيشتر از دنيا و آنچه در آن است ، دوست مىداشتم .
شنيدم مىفرمود : تو نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى هستى ، جز اين كه پس از من پيامبرى نيست . و شنيدم مىفرمود : حتماً فردا پرچم را به مردى مىدهم كه خداوند و پيامبرش را دوست مىدارد و خداوند و رسولش او را دوست مىدارند ، و فرار كننده نيست . و شنيدم مىفرمود : هر كس من مولاى اويم پس على مولاى اوست . ابنجرير آن را آورده است . » « 1 » وصابى يمنى هم آن را از سعد روايت كرده و سپس گويد : « ابنجرير در تهذيب الآثار ، و امام ابوعبداللَّه محمّدبن يزيدبن ماجة قزوينى در سننِ خود ، آن را روايت كردهاند . » « 2 » گويم :
اگر حديث منزلت بر كاستى دلالت داشت ، پس آرزوى سعد براى ورود آن دربارهى خودش چه معنى دارد ، با آنكه يكى از عشرهى مبشره نزد آنان است ؟ سبك شمردن امر اين حديث - در حقيقت - بىخرد نماياندن اين صحابى بزرگ است ! !
هامش
( 1 ) . كنزالعمال 13 : 62 رقم 36495 .
( 2 ) . الاكتفاء فى فضل الأربعة الخلفاء ( خطى ) .