تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 695

مساهمون:

ص٦٩٥
مىكوشند هر فضيلت و منقبت ويژه‌اى براى مولايمان اميرالمؤمنين عليه السلام را كوچك و بىارزش بنمايانند ، در حالى كه افضليّت امام عليه السلام بر ديگران را مىرساند . و همواره چنين مىكنند . . . به طور مثال بر دروغ پردازىهايشان درباره‌ى ابلاغ سوره‌ى برائت بنگريد . . . حديثى كه همگى بر روايتش اتّفاق دارند ، و يكى از نمايان‌ترين دليل‌هاى برترى اميرالمؤمنين عليه السلام است . بنگريد كه چگونه اين رخداد را كوچك نموده و از قدر و منزلتش مىكاهند ، با اين كه ابوبكر خود احساس مىكند كه اين رخداد دلالت دارد بر فرمان خداوند و پيامبرش در مقدم بودن حضرت على عليه السلام ، در روايت نسائى هم آمده است : « پس ابوبكر در دل چنين يافت . » « 1 » در روايت متقى از احمد و ابن‌خزيمه و ابوعوانه و دارقطنى است كه : « هنگامى كه ابوبكر آمد ، گريست و گفت : اى رسول خدا ! مشكلى در من پديد آمد . . . ؟ » . . . و ديگر مطالب كه صراحت دارد عمل پيامبر صلى الله عليه و آله به فرمان خداوند عزّوجلّ و كارى بس بزرگ و داراى شأنى عظيم بود . پس اگر اهل سنّت از شأنِ رخداد ابلاغ سوره‌ى برائت مىكاهند ، در حقيقت امام خودشان را تحقير مىكنند . هم‌چنين مثلًا به دروغ‌بافىها و ياوه‌گويىهاى آنان در توهين به قضيه‌ى « طير مشوى » بنگريد ، آنان در كتاب‌هايشان روايت مىكنند كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم شيخين را بازگرداند و اجازه‌ى ورود نداد تا از آن پرنده با ايشان بخورند ، پس مصداق « كسى كه از محبوب‌ترين خلق است . » نبودند ، چه رسد به اين كه « محبوب‌ترين خلق » باشند ! ! 6 - 39 . سعدبن‌ابىوقّاص نيز چنين آرزو مىكند . . . همان‌گونه كه عمر آرزو مىكرد حديث منزلت درباره‌ى او وارد مىشد ، هم‌چنين سعدبن‌ابىوقّاص اين آرزو را داشت . و اين است آنچه روايت كرده‌اند :
هامش
( 1 ) . الخصائص : 93 رقم 77 .