( 40 ) استدلال امام عليه السلام در شورا به اين حديث
استدلال حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در روز شورا به حديث منزلت ، دليل روشنى است بر دلالت آن بر افضليت و حقّانيت بيشتر حضرتش به خلافت و امامت بلافصل بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله .
اگر اين حديث بر فضيلتى دلالت نداشت ، بلكه - پناه بر خدا بر كاستى دليل بود ، نمىتوان پذيرفت كه امام عليه السلام در برابر آن قوم به آن احتجاج نمايد ، و آنان هم در برابر احتجاجها و استدلالهاى حضرتش سكوت كنند .
حتّى اگر از فضيلتهاى مشترك مىبود ، وجهى براى افتخار امام به آن وجود نداشت ، و آن مردم مىگفتند : چگونه به چيزى براى امامت احتجاج مىكنى كه ديگران نيز در آن مشاركت دارند ؟
اين احتجاج امام عليه السلام را گروهى از سرشناسان آن قوم روايت كردهاند از جمله :
فقيه ابنمغازلى ، و خطيب خوارزمى . و گفتههايشان در مجلّد حديث طير آمده است .
ابوالفتح ناصربنعبدالسيد مطرزى نحوى در كتابش ( الإيضاح شرح مقامات حريرى ) گويد :
« اللَّهمَّ - كلمهاى است كه در دعا به كار مىرود ، به معنى ( يا اللَّه ) . و ( ميم ) آن در عوض حرف ندا است . بدين جهت با هم نمىآيند . و ( فتحه ) گرفتن آن ، از جهت مبنى بودن حروف است ، و اصل در مبنىبودن ، سكون است ، هنگامى كه دو ميم كه ساكن هستند - افزوده شد ، دومى حركت فتحه مىگيرد به جهت التقاء ساكنين ، و فتحه را به جهت سبكى و آسانى يادآور شدند . اين اصلش است .
سپس كمتر با ( إلّا ) آورده مىشود ، اگر مستثنى گرامى و نادر باشد و مقصودشان نماياندن مشيت خداوند باشد در اثبات وجود و بودنش تا اين نكته را برسانند كه به درجهاى از ندرت و حدّ خروج از قاعده رسيده است .
و اين در سخن فصيحان فراوان است ، و بر اين اساس است جملهاى كه حريرى در مقامهى پنجم گويد : « اللَّهمَّ إلّاأن تقد نارالجوع » . بنگريد كه چگونه آب ندرت از آن