حسنبنبدر در كتاب ( ما رواه الخلفاء ) و حاكم در ( الكنى ) ، و شيرازى در ( الألقاب ) ، و ابنالنجار آن را آوردهاند . » « 1 » 2 - 39 . موفقمكى خوارزمى گفت :
« امام علّامه ، افتخار خوارزم ، ابوالقاسم محمودبن عمرز مخشرى خوارزمى ، از استادِ امين ، ابوالحسن علىبن حسينبن مردك رازى ، از حافظ ابوسعد اسماعيلبنحسن سمّان ، از محمّدبنعبدالواحد خزاعى غطاء ، از ابومحمّد عبداللَّهبنسعيد انصارى ، از ابومحمّد عبداللَّهبناردان خياط شيرازى ، از ابراهيمبنسعيد جوهرى وصىّ مأمون ، از اميرالمؤمنين رشيد ، از پدرش ، از جدّش ، از عبداللَّهبنعبّاس كه گفت : شنيدم از عمر كه گروهى نزد او بودند و در بارهى پيشينيان در اسلام گفتوگو مىكردند ، عمر گفت : امّا على ، از رسول خدا صلى الله عليه و آله سه خصلت دربارهء او شنيدم كه اميدوار بودم يكى از آنها در من مىبود كه آن را بيشتر دوست مىداشتم از آنچه خورشيد بر آن تابيده است :
من و ابوعبيده و ابوبكر و گروهى از اصحابش بوديم كه پيامبر با دست بر شانهى على زد و فرمود : اى على ، تويى نخستين مؤمن در ايمان ، و نخستين مسلمان در اسلام ، و تو نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى هستى . » « 2 » 3 - 39 . محب طبرى گويد :
« عمر شنيد مردى على را دشنام مىدهد ، به او گفت : گمان كنم تو از منافقان هستى :
شنيدم رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمود : على را سه خصلت است ، آرزو داشتم كه يكى از آنها را داشتم ، در حالى كه من و ابوبكر و ابوعبيده و گروهى نزد پيامبر بوديم . آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله بر شانهى على زد و فرمود : اى على ، تويى نخستين مؤمن در ايمان ، و نخستين مسلمان در اسلام ، و تو نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى هستى .
ابنالسّمان آن را نقل كرد . » « 3 »
هامش
( 1 ) . كنزالعمال 13 : 122 رقم 36392 .
( 2 ) . المناقب ، خوارزمى : 54 رقم 19 .
( 3 ) . الرياض النضرة ( 3 - 4 ) : 118 .