تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 679

مساهمون:

ص٦٧٩

( 34 ) حديث منزلت در احتجاج مأمون با فقها

مأمون عبّاسى كه - به باور قوم - از اميران مؤمنين و خلفاى مسلمانان است ، به حديث منزلت ، بر فقيهان حاضر در مجلسش احتجاج كرد ، احتجاج‌هايى كه يحيىبن‌اكثم و بزرگان ديگرى كه حضور داشتند ، چاره‌اى جز اعتراف به درستى آن‌ها نيافتند ، و همان‌گونه كه مأمون بر افضليت اميرالمؤمنين عليه السلام استدلال كرد موافقت كردند . . . گزارش اين مجلس را علّامه ابن‌عبد ربّه در كتابش ( العقد الفريد ) آورده است . ما ابتدا مقدمه‌ى آن و سپس بخشى را كه مربوط به حديث منزلت است ، مىآوريم . ابن‌عبدربّه گويد : « احتجاج مأمون بر فقها در باره‌ى برترى على . اسحاق‌بن ابراهيم‌بن اسماعيل‌بن حمادبن‌زيد گفت : يحيىبن‌اكثم كه آن روز قاضىالقضاة بود ، براى من و براى تعدادى از يارانم نامه‌اى فرستاد و گفت : اميرالمؤمنين ( / مأمون ) مرا فرمان داد كه فردا صبحگاهان با خود چهل مرد بياورم كه همگى فقيه باشند و هرآن‌چه به آنها گفته شود بفهمند و جواب‌گوى نيكويى باشند . پس هر كس را كه براى دعوت اميرالمؤمنين شايسته مىدانيد ، نام ببريد . ما تعدادى را نام برديم و خودش هم تعدادى را ياد كرد و تعدادى كه مىخواست كامل شد ، نام آنان را نوشت و فرمان داد كه سحرگاهان خيلى زود آماده باشيم و هر كس هم كه حاضر نشد فرمانش داد كه بايد حضور پيدا كند . ما پيش از طلوع فجر نزد او رفتيم ، او را ديديم كه لباسش را پوشيده و منتظر ما نشسته است . او سوار شد و ما با او سوار شديم تا به آستانه‌ى در رسيديم . خدمتكارى ايستاده بود . چون به ما نظر كرد ، گفت : اى ابومحمّد ، اميرالمؤمنين انتظارت مىكشد ، ما را وارد كرد . . . ايستاديم و سلام كرديم . پاسخ سلاممان داد و فرمان نشستن داد . سپس گفت . . . اميرالمؤمنين خواستار مناظره‌ى با شما است درباره‌ى مذهبى كه دارد ، كه خداوند را بر آن بندگى مىكند . . .
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 679 | السيد مير حامد حسين الهندي / محبوب القلوب