تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
شد كه براى غير او به دست نمىآيد ، و بدين‌ترتيب توهّم مشاركت ديگران در اين فضيلت ساقط مىشود . بر اين پايه خلافت پس از وفات - با اولويّت قطعى - منحصر به آن جناب عليه السلام خواهد بود ، اين مطلبى است كاملًا روشن و آشكار كه جز افراد لجوج سرسخت آن را انكار نمىكنند . طبرى گويد : « يا معنى اين باشد : چيزى كه حال و وضع تو اقتضا مىكند . . . » اين اقرار ، بيش از مورد قبلى دلالت بر خواسته‌ى اماميه دارد ، چون جملهء « به سويى نمىروم » دلالت بر عموميت دارد ، به جهت نكره‌اى كه در سياق نفى وجود دارد ، و نيز جملهء « رفتن به سوى ربّ الأرباب » . پس - براساس اين تقرير حديث دلالت دارد بر افضليت و امامت و خلافت على عليه السلام پس از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم چون افضل براى خلافت و امامت گزيده شده است ، همان‌گونه كه محبّ طبرى ، خود در فصل سوم درباره‌ى خلافت ابوبكر از باب اوّل از مناقب بخش دوم اعتراف مىكند : « تمام حديث‌هاى افضليت او ، تعيّن او را مىرساند ، بنابر آنچه گفتيم كه ولايت مفضول با وجود افضل منعقد نمىشود . » طبرى گويد : « گاهى همراهى او ، سودمندتر از استخلاف او است » . كاملًا روشن است كه : نخست : اين معنى هنگام رفتنش به سوى پروردگارش متحقق نيست ، چون آن‌گاه با او نرفت ، پس حكم استخلاف او بر جاى خود باقى است . دوم : تخلّف از حكم استخلاف ، به اين علّت كه همراهى سودمندتر باشد ، زيانى به دلالت حديث بر افضليت ندارد ، چون آن‌گاه معنى چنين خواهد بود كه مانعى در همراهى او با پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم وجود ندارد ، پس خلافت منحصر به ايشان است و اين مرتبه براى ديگرى حاصل نمىشود ، پس او افضل خواهد بود . طبرى گفت : « يا وضعيت چنان مقتضى باشد كه مصلحت در استخلاف غير تو باشد . . . » اگر مراد اين باشد كه مصلحت در استخلاف ديگرى ، فرع بر آن است كه همراهيش سودمندتر باشد ، آن حالت را دانستيد . و اگر مراد ، برگرداندن موضوع باشد به
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 634 | السيد مير حامد حسين الهندي / محبوب القلوب