آنگونه كه احمد به طور كامل و ابوالقاسم دمشقى در ( الموافقات ) و در ( الأربعين الطوال ) و بخشى از آن را نسائى ، از حديث عمروبنميمون ، نقل كردهاند . . . »
18 - 25 . احمدبنعبدالقادر عجيلى گويد :
« در باب ولايت هارونى ، پيامبر صلى الله عليه و آله - در جنگ تبوك - او را جانشين خود كرد ، گفت : اى رسول خدا مرا ميان زنان و كودكان به جا مىگذارى ؟ فرمود : آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى غير از اين كه پس از من پيامبرى نيست ؟ سزاوار نيست كه من بروم جز اين كه تو جانشين من باشى . آن را ابنعبّاس روايت كرد . . . و در آن اشارتهايى است كه بخشى از آنها خواهد آمد . » « 1 » گويم :
آيا اين منقبتى بس بزرگ و مرتبتى و الا ويژهى اميرالمؤمنين عليه السلام نيست كه در آن جز پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم شريك نيست ؟
اين راهبرد ، دليل ديگرى است كه بطلان ادّعاهاى ناصبىها و بيهودهگويىهاى پيروانشان ، در مقام ردّ استدلال به اين حديث شريف را مىنماياند .
اين حديث همچنين دلالت دارد بر امامت اميرالمؤمنين عليه السلام و جانشينى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، چون ( أن أذهب ) به توان و قوت ( ذهابى ) و اسم جنس مضاف است . پيش از اين دانستيد كه اسم جنسى كه قطعاً استثنا از آن جايز است ، از لفظهاى عموم است . و « الذهاب الى الرب » يكى از افراد آن است . پس اميرالمؤمنين عليه السلام همان جانشين پس از وفات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم است .
به فرض كه اين ( ذهاب ) را مقيّد به زمان عزيمت حضرتش به تبوك بدانيم ، چون و چرايى در دلالت آن بر افضليت نمىماند ، و اين افضليت مستلزم امامت و خلافت عامه است . « 2 »
هامش
( 1 ) . ذخيرةالمآل - شرح عقد جواهر اللآل ( خطى ) .
( 2 ) . دربارهى اين حديث ، به طور مفصل در پيوست حديث ولايت در جزء 16 كتابمان بحث كردهايم . مراجعه فرماييد .