تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧
را به او داد ، آنگاه صفيه دختر حُيَىّ را آورد . [ 2 ] ابوبكر را با سوره‌ى توبه فرستاد ، و على را به دنبالش فرستاد كه آن را از او گرفت . فرمود : آن را نمىبرد جز شخصى از خانواده‌ام كه او از من است و من از او هستم . [ 3 ] رسول‌خدا صلى الله عليه و آله حسن و حسين و على و فاطمه را طلبيد و پيراهنى بر روى آنان كشيد و فرمود : بار الاها ، اينان خانواده‌ام و نزديكانم هستند ، پس ناپاكى را از آنان دور كن و كاملًا پاكيزه‌شان گردان . [ 4 ] او پس از خديجه ، نخستين كسى بود كه همزمان با او اسلام آورد . [ 5 ] جامهء پيامبر را [ در ليلة المبيت ] پوشيد ، در حالى كه مشركان مىپنداشتند كه او پيامبر خدا است . ابوبكر آمد ، على گفت : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به سوى چاه ميمون رفت . ابوبكر در پى پيامبر رفت و با او وارد غار شد ، مشركان تا صبح همواره او را سنگباران كردند . [ 6 ] در جنگ تبوك با مردم خارج شد . على گفت : با شما خارج شوم ؟ فرمود : نه . على گريست ، فرمود : آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى جز اين كه تو پيامبر نيستى ؟ سپس فرمود : تو جانشين من هستى - يعنى بعد از من بر هر مؤمنى . [ 7 ] و درهاى مسجد را بست - تا آخر حديث . » « 1 » گويم : اين حديث ، متن صريحى است كه عقيدهء اماميه را مىرساند كه حديث منزلت ، استخلاف جزئى نيست ، بلكه بر خلافت و ولايت عامه بر هر مؤمنى پس از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دلالت دارد . پس خرافات ناصبىها و ترديدكنندگان بر باد مىرود و در بازار اعتبار ، برايش ارزشى باقى نمىماند .
هامش
( 1 ) . الخصائص : 47 رقم 24 .
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 637 | السيد مير حامد حسين الهندي / محبوب القلوب