رويدادى مشهور است كه ابناسحاق و ديگران آن را آوردهاند . » « 1 » 1 - 25 . ميرزا بدخشانى اينگونه روايتش كرده است :
« احمد و حاكم از ابنعبّاس رضىاللَّهعنه نقل كردهاند كه پيامبر صلى الله عليه و آله به على هنگامى كه در جنگ تبوك او را به جا گذارد فرمود : آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى جز اين كه تو پيامبر نيستى ؟ سزاوار نيست كه بروم ، جز اين كه تو جانشينم باشى . . . » « 2 » 16 - 25 . روايت شاه ولىاللَّه
پدر دهلوى نيز - در كتابش ( ازالة الخفا ) - آن را روايت كرده است :
« حاكم و نسائى از عمروبنميمون نقل كردهاند كه گفت : نزد ابنعبّاس نشسته بودم كه نُه نفر نزد او آمدند . - تا آنجا كه - ابنعبّاس گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله در جنگ تبوك خارج شد و مردم با او بيرون رفتند . على به او گفت : آيا با شما خارج شوم ؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : نه . على گريست . پيامبر به او فرمود : آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى جز اين كه پيامبر نيستى ؟ سزاوار نيست كه من بروم ، جز اين كه تو جانشين من باشى . . . »
17 - 25 . روايت محمّدبناسماعيل امير
محمّدبناسماعيل امير صنعانى در كتابش ( الروضة الندية ) آن را چنين روايت كرده است :
« خداوند متعال و پيامبرش ، ويژگىهايى را به او اختصاص داده است كه به نوشتن قلمها درنمىآيد و به گذر روزها و شبها از بين نمىرود ، مانند اختصاص او به چهار خصلت كه در كسى جز او نيست ، آنگونه كه علّامه ابوعمربنعبدالبر آن را از حديث حبر امّت ابنعبّاس رضىاللَّهعنهما نقل كرده است . . . و مانند ويژگى او به ده خصلت ،
هامش
( 1 ) . وسيلةالمآل ( خطى ) .
( 2 ) . مفتاح النجا ( خطى ) .