يحيىبنقاضى القضاة ابوالمعالى محمّدبن على قرشى ، از حنبلبن عبداللَّه مكبّر ، از ابوالقاسم هبةاللَّهبن حصين ، از ابوعلى حسنبن مذهب ، از ابوبكر احمدبنجعفر قطيعى ، از عبداللَّهبن احمدبن حنبل ، از پدرش .
سند حديثى كه در ( الأربعين الطوال ) آمده ، چنين است : قاضى علّامه ، مفتى شام ابونصر محمّدبن هبةاللَّه فرزند قاضى القضاة شرق و غرب ابونصر محمّدبن هبة اللَّهبن محمّدبن جميل شيرازى ، از حافظ ابوالقاسم علىبن حسن ، از ابوالقاسم هبةاللَّهبن محمّدبن عبدالواحد شيبانى ، از ابوعلى حسنبن علىبن محمّد تميمى ، از ابوبكر احمدبن جعفربن حمدان قطيعى ، از عبداللَّهبن احمدبن محمّدبن حنبل ، از پدرش ، از ابوعوانه ، از ابوبلج ، از عمروبن ميمون كه گفت :
من نزد ابنعبّاس نشسته بودم كه نُه نفر نزد او آمدند . . . - تا آنجا كه ابن عباس گفت : پيامبر با مردم براى جنگ تبوك خارج شد . على گفت : ( آيا ) با شما خارج شوم ؟
پيامبر به او فرمود : نه . على گريست . پيامبر به او فرمود : آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى جز اين كه پيامبر نيستى ؟ سزاوار نيست كه من بروم جز اين كه تو جانشين من باشى . » « 1 » 6 - 25 . روايت محبّ طبرى
محبّ طبرى حديث را چنين روايت مىكند :
« اختصاص على به ده ويژگى : از عمروبنميمون كه گفت : نزد ابنعبّاس نشسته بودم كه هفت نفر نزد او آمدند - تا آنجا كه گفت : - در جنگ تبوك با مردم خارج شد .
على به او گفت : آيا با شما خارج شوم ؟ پيامبر فرمود : نه . على گريست . فرمود : آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى جز اين كه تو پيامبر نيستى ؟ سزاوار نيست كه من بروم جز اين كه تو جانشين من باشى . . .
تمامى آن را احمد آورده و حافظ ابوالقاسم در كتابش ( الموافقات ) و صاحب
هامش
( 1 ) . كفايةالطالب : 241 .