پس از من پيامبرى نيست ؟ سزاوار نيست كه من بروم جز اين كه تو جانشين من باشى . . .
اسناد اين حديث صحيح است ، گرچه بخارى و مسلم به اين سياق ، آن را نقل نكردند .
سرور يگانه ، ابويعلى حمزةبن محمّد زيدى ما را حديث كرد از ابوالحسن علىبن محمّدبن مهرويه قزوينى قطّان كه ابوحاتم رازى مىگفت : برايشان شگفتانگيز بود كه اين فضيلتها را از روايت احمدبن حنبل بيابند . » « 1 » 4 - 25 . موفّقبناحمد آن را چنين روايت كرده است :
« احمدبن حسين ، از ابوعبداللَّه حافظ ، از احمدبن جعفر قطيعى ، از عبداللَّهبن احمدبن حنبل ، از پدرش ، از يحيىبن حمّاد ، از ابوعوانه ، از ابوبلج ، از عمروبن ميمون كه گفت : نزد ابنعبّاس نشسته بودم . . . - تا آنجا كه ابنعبّاس گفت : در جنگ تبوك ، رسول خدا صلى الله عليه و آله بيرون رفت و مردم با او خارج شدند . على به او گفت : با شما خارج شوم ؟ پيامبر فرمود : نه . على گريست . پيامبر به او فرمود : آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى ، جز اين كه پس از من پيامبرى نيست ؟ سزاوار نيست كه من بروم جز اينكه تو جانشين من باشى . » « 2 » 5 - 25 . روايت ابنعساكر ، از كتابهاى كفايةالطالب ، وسيلة الآمال ، الرياض النضرة و غير آنها به دست مىآيد .
روايت ابنعساكر
گنجى آن را از طريق ابنعساكر چنين آورده است :
« پيشواى اهل حديث احمدبن حنبل در مسندش در حديثى طولانى داستان خوابيدن على را بر بستر رسول خدا صلى الله عليه و آله آورده و در پىِ او ، حافظ محدّث شام در كتابش ( الأربعين الطوال ) روايت كرده است .
سند تا امام احمد ، چنين است : قاضى القضاة حجّةالاسلام ابوالفضل
هامش
( 1 ) . المستدرك 3 : 132 - 133 .
( 2 ) . المناقب : 125 رقم 140 .