تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 623

مساهمون:

ص٦٢٣
19 - احمدبن عبدالقادر حفظى عجيلى . 20 - مولوى محمّد مبين لكهنوى . 1 - 25 . روايت احمدبن حنبل احمد حديث را در مسندش چنين نقل كرده است : « يحيىبن‌حماد ، از ابوعوانه ، از ابوبلج ، از عمروبن ميمون كه گفت : در حالى كه كنار ابن‌عبّاس نشسته بودم ، نُه نفر نزدش آمدند و گفتند : اى ابن‌عبّاس ! يا با ما مىآيى و يا اينان ما را رها كنند . ابن‌عبّاس گفت : بلكه با شما مىآيم . آن روز بينا و پيش از نابيناشدنش بود . آنان گرد هم جمع شدند و گفت‌وگو كردند ، و ما نمىدانيم چه گفتند . او بازگشت در حالى كه پيراهنش را مىتكاند و مىگفت : أف و تف . مردى را دشنام دادند كه ده خصلت دارد ، مردى را دشنام دادند كه : [ 1 ] پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : به يقين مردى را مىفرستم كه خداوند هرگز او را سرافكنده نمىكند ، خداوند و پيامبرش را دوست مىدارد . بسيارى به پا خاستند تا واجد اين ويژگى باشند . پيامبر فرمود : على كجاست ؟ گفتند : او در آسياب آرد مىكند . فرمود : و كسى از شما آرد نمىكرد ! آنگاه آمد ، در حالى كه از چشم‌درد نمىتوانست ببيند . پيامبر در چشمانش آب دهان انداخت ، سپس سه بار پرچم را به اهتزاز درآورد . و آن را به او داد ، سپس صفيه دختر حيى را احضار كرد . [ 2 ] فلانى را با سوره‌ى توبه فرستاد و على را در پىِ او فرستاد و آن را از او گرفت . گفت : آن را كسى نمىبرد ، جز آن كه از من است و من از او هستم ، [ 3 ] ( در مجلسى ) به پسرعموهايش فرمود : كدام‌يك از شما مرا در دنيا و آخرت يارى مىكند ؟ درحالى كه على نشسته بود ، آنان پاسخ ندادند . على گفت : من در دنيا و آخرت شما را يارى مىكنم . فرمود : تو در دنيا و آخرت ولىّ من هستى . [ 4 ] او پس از خديجه نخستين كسى بود كه اسلام آورد . [ 5 ] ( در موضع ديگر ) رسول خدا صلى الله عليه و آله جامه‌اش را گرفت ، آن را بر سر على و