مطالبى كه استاد ابوعبداللَّه در اين باب آورده بود ، در آنجا آمده است . و باللَّه التوفيق . »
گويم :
حديث منزلت مانند حديث طير ، افضليّت اميرالمؤمنين عليه السلام را مىرساند . ثبوت افضليّت ايشان از حديث منزلت ، براى دلالتش به خلافت ، بسنده است ، از آن رو كه بايد افضل را بر مفضول مقدّم دانست ، و اين كاملًا روشن و واضح است ، تا آنجا كه پدر دهلوى نيز به آن اعتراف كرده است .
قاضى عبدالجبار در كتاب خود ( المغنى ) در بحث پيرامون حديث منزلت گويد :
« اگر گفته شود : مراد شما از اين خبر چيست ؟ به او پاسخ مىدهيم : پيامبر صلى الله عليه و آله هنگامى كه او را جانشين خود بر مدينه كرد و منافقان دربارهاش سخن گفتند ، اين سخن را گفت كه بر جايگاه نيكوى او ، نيروى آرامش او ، و پشتيبانى قوى او از پيامبر دلالت دارد ، تا همهى شبهههايى را كه دلها را در كارِ او فرا گرفته ، بزدايد و دانسته شود كه تنها او را براى چنين شرايطى جانشين خود كرد كه نهايت اختصاص را اقتضا مىكند » .
شرح حال قاضى عبدالجبار
قاضى عبدالجبار را در رديف بزرگان علماى شافعى آوردهاند و ستايش كردهاند :
1 - ابنقاضى شهبة : « عبدالجباربن احمدبن عبد الجباربن احمدبن خليل ، قاضى ابوالحسن همدانى ، قاضى رى و توابعش كه شافعى مذهب بود ، با اينهمه دانشمند بزرگ معتزله بود ، و در اين زمينه ( كلام معتزلى ) و در باب اصول فقه كتابهاى بسيارى دارد .
ابنكثير در طبقات خود گويد : از بهترين و بزرگترين كتابهايش ، كتاب دلائل النبوّة در دو مجلّد است كه در آن دانش و بصيرت قابل ستايشى را نمايانده است ، عمرش به درازا كشيد و مردم از شهرهاى مختلف به سوى او رهسپار شده و بهره گرفتند . در ذيقعده سال 415 درگذشت . » « 1 »
هامش
( 1 ) . طبقات الشافعية 1 : 183 رقم 145 .