تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 600

مساهمون:

ص٦٠٠
بالتكليف ) آورده است . اين كتاب ، در اصل تأليف قاضى است ، امّا ابن‌متويه آن را گرد آورده است . در آن كتاب به نقل از او آمده است : « [ قاضى ] آورده است كه چه بسا كه لفظ « الفضل » در جايى به كار رود كه ارتباطى به فعل و اختيار بنده نداشته باشد ، مانند برتر داشتن ( عاقل ) و ( شجاع ) بر ديگران ، و برتر داشتن كسى كه تبار ويژه‌اى دارد بر ديگرى كه آن تبار را ندارد . مقصود از اين مسأله ، اين نيست ، چون ما در باب فضيلتى سخن مىگوييم كه اقتضاى ستايش و بزرگداشت در اين داشته باشد ، و اين بناچار به گزينش فاضل و آگاهى از فعلش وابستگى دارد . در اين باب بطور ويژه ، پيدا شدن اختلاف ميان دانشمندان جايز است كه در حالت نخست وجود ندارد . اگر چنين بود ، علم قطعى به افضل ، بر خبرى كه از او به دست آيد ، موكول بود ، چون در اين صورت عقل را در آن جايگاهى نيست . بر اين پايه جهت اثباتش مراجعه به شمارش فضيلت‌ها صحيح نخواهد بود ، چون آن كارها بنا بر نيّت‌ها و مقصودهايش و موقعيت‌هايش متفاوت خواهد شد ، كه اين‌ها از ما پوشيده است . پس نمىتوان بر فضل و ثواب قطعى كسى قضاوت كرد ، چه رسد كه او را بر ديگرى برتر بدانيم . پس در اين مورد ، اعتماد بر اخبار ، واجب است . از اين رو شيخ ابوعبداللَّه به حديث طير بازگشت ، چون ظاهرش - بى درنگ - بر ثبوتِ برترى دلالت مىكند . و هر كس در آن حالت ، برترى او اثبات شود ، به استمرار اين صفت در او حُكم مىشود . همين‌گونه است حديث منزلت ، چون مراد از آن چيزى نيست كه به امامت وابستگى پيدا كند ، پس بايد مراد از آن فضل باشد ، كه در آن مورد ، هارون پس از موسى عليهما السلام است . پس اگر بعضى خواستار اثبات اين باشند كه در گمان غالب او افضل است ، با رجوع به نشانه‌هاى ويژه‌اى چون پارسايى و عبادت و رنج در جنگ و سبقت در اسلام و غير آن ، اين ويژگىها در او وجود دارد . و بعضى از بزرگان كه موازنه را مقدم داشته‌اند به اين مطلب عقيده يافته‌اند . در اين باب ، به كتاب خود ( المغنى ) حواله داده است ، چون مهم‌ترين و بيشترين