از من داناتر است .
گفت : گفتار تو - اى اميرالمؤمنين - برايم دوستداشتنىتر از گفتار على است .
گفت : چه بد گفتى و چه پَستى آوردى . تو مردى را ناخوشايند دانستى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم او را با دانش بىاندازه ، بزرگى و والايى مىبخشيد ، و به او مىفرمود : تو نزد من در جايگاه هارون نسبت به موسى هستى ، جز اين كه پس از من پيامبرى نيست .
عمربنخطاب نيز از او مىپرسيد و بهره مىگرفت ، و خود شاهد بودم كه هروقت مشكلى برايش پيش مىآمد ، مىگفت : آيا علىبنابىطالب اينجاست ؟
سپس به آن شخص گفت : برخيز ، خداوند پاهايت را برپا ندارد . و نامش را از ديوان حذف كرد .
خبر ديگر : ابونصررضوان ، و ابوعلىبن سبط و ابوغالببن بنّا ، همگى از ابومحمّد جوهرى ، از ابوبكربن مالك ، از وهببن عمروبن عثمان نمرى بصرى ، از پدرش ، از اسماعيلبن ابىخالد ، از قيسبن حازم كه گفت :
شخصى نزد معاويه آمد و مسألهاى را از او پرسيد ، گفت : آن را از علىبنابىطالب بپرس كه داناتر است .
گفت : اى اميرالمؤمنين ، پاسخ تو دربارهى آن را بيش از پاسخ على دوست دارم .
گفت : بسيار بد گفتى ، و چه بسيار پَستى آوردى ، تو مردى را ناپسند داشتى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله او را با دانش بسيار بزرگى مىبخشد و رسول خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود : « تو نزد من در جايگاه هارون نسبت به موسى هستى ، جز اين كه پس از من پيامبرى نيست . »
و هر وقت مشكلى براى عمر پيش مىآمد ، از او بهره مىگرفت . خودم شنيدم كه براى عمر مشكلى پيش آمد و گفت : آيا على اينجاست ؟ اكنون ، برخيز ، خداوند پاهايت را بر پا ندارد . » « 1 » دوم . ابن مغازلى ، از ابوالقاسم عبد الواحد بن علىّ بن عباس بزار ، مرفوعاً از اسماعيل بن ابى خالد ، از قيس ، كه متن آن مانند روايت دوم ابن عساكر است . « 2 »
هامش
( 1 ) . تاريخ دمشق 42 : 97 .
( 2 ) . مناقب ابن مغازلى : 34 رقم 52 .