تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠

( 18 ) معاويه پس از شنيدن اين حديث گفت :

« اگر درباره‌ى على از رسول خدا مىشنيدم ، او را خدمتگزار مىبودم » ابوالمظفر سبط ابن جوزى در ضمن بيان فضائل امير المؤمنين عليه السلام گويد : « در سنّت ، از اخبار آغاز مىكنيم و از آن‌چه در صحيح و آثار مشهور ثبت شده است . حديثى در برادرى رسول خدا صلى الله عليه و آله با على كرّم اللَّه وجهه : احمد در مسند اسنادش از پيش آمد از محمّدبن جعفر ، از شعبه ، از حكم ، از مصعب‌بن‌سعد ، از پدرش سعدبن ابى وقّاص كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله در جنگ تبوك على را جانشين خود كرد . گفت : اى رسول خدا ، مرا در ميان زنان و كودكان جانشين خود مىكنى ؟ فرمود : آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى ، غير از اين كه پس از من پيامبرى نيست ؟ اين خبر را مسلم و بخارى در دو صحيح نقل كرده‌اند . مسلم از عامربن سعدبن ابى وقّاص آورده است كه گفت : معاويه‌بن‌ابى سفيان به سعد فرمان داد و گفت : چه چيز تو را از دشنام دادن ابوتراب مانع شد ؟ سعد گفت : سه مطلب از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه آن‌ها را به او گفت ، پس هرگز او را دشنام نمىدهم ، كه اگر يكى از آن‌ها را دارا بودم از شتران سرخ برايم دوست‌داشتنىتر بود . سعد ، حديث رايت را از جمله آن‌ها آورد كه پس از اين ( در كتاب ابن جوزى ) خواهد آمد . دوم : هنگامى كه نازل شد « قل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائكم » ، رسول خدا صلى الله عليه و آله على و فاطمه و حسن و حسين را خواند و فرمود : بار الاها ، اينان خانواده‌ام هستند ، سوم : شنيدم رسول خدا صلى الله عليه و آله در يكى از جنگ‌ها او را جانشين خود كرد . گفت : اى رسول خدا مرا با زنان و كودكان به جا گذاشتى . پيامبر فرمود : آيا راضى نمىشوى . . . ؟ و حديث را ذكر كرد . مسعودى در كتاب خود ( مروج الذهب و معادن الجوهر ) آورده است : وقتى سعد
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 570 | السيد مير حامد حسين الهندي / محبوب القلوب