پيامبر صلى الله عليه و آله در كنار يكى از ديوارهاى مدينه بودم ، در حالى كه دست على در دست او بود . از كنار نخلى گذشتيم ، نخل فرياد زد : اين محمّد سيد الأنبياء و اين على سيد الأولياء أبوالأئمّة الطاهرين است . سپس از كنار نخل ديگرى گذشتيم ، كه فرياد زد : اين محمّد رسول خدا و اين على سيف اللَّه است . پيامبر صلى الله عليه و آله رو به على كرد و به او گفت : آن را صيحانى نام گذار . از آن روز صيحانى ناميده شد . اين علت نامگذارى اين نوع ، به آن است ، كه مراد نخل آن منطقه است . » « 1 » شيخ عبدالحق دهلوى در جذب القلوب و حسامالدين سهارنپورى به نقل از آن در كتابش ( المرافض ) آن را روايت كردهاند .
اين حديث با اين لفظ ، دليل ديگرى بر افضليّت اميرالمؤمنين عليه السلام است .
هامش
( 1 ) . خلاصة الوفا ، الفصل الخامس ، فى ترابها و ثمرها .