تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
گفت : من و رسول خدا صلى الله عليه و آله بيرون ( از شهر ) رفتيم . وقتى به باغ‌ها رسيديم ، نخلى به نخلى فرياد زد : اين پيامبر مصطفى و آن على مرتضى است ، سپس نخل سومى به چهارم فرياد برآورد : اين مانند موسى و اين مانند هارون است . . . » « 1 » سوم . محمّدبن يوسف گنجى با اسنادش به ابوالحسن بن‌دوما با اسنادش كه از پيش آورده شد ، گفت : « حافظ ابومحمّد عبد الرحمان بن‌ابىالفهم بلدانى در دمشق ، از عبدالمنعم حرّانى در بغداد ، از ابوعلى بن‌نبهانى ، از ابوالحسن‌بن حسين‌بن عبّاس‌بن فضل‌بن دوما ، از ابوبكر احمدبن نصربن عبداللَّه ذارع در نهروان [ به همان لفظ ] . گفتم : ذارع آن را در مسندش اين‌چنين آورده است . » « 2 » گويم : اين حديث از چند جهت بر امامت بلافصل اميرالمؤمنين عليه السلام دلالت دارد ، همان‌گونه كه تشبيه ايشان به حضرت هارون با تشبيه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به طور مطلق به حضرت موسى عليه السلام - مىرساند كه تنزيل در حديث منزلت ، نسبت به عموم منزلت‌هاى هارون عليه السلام است . خلاصه ، در اين حديث ، تشبيه اميرالمؤمنين عليه السلام به ابراهيم و به هارون عليهما السلام است ، و او را به « سرور جانشينان » توصيف كرده پس از اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله را به « سرور پيامبران » ستوده است . اين حديث را گروهى از بزرگان اهل سنّت روايت كرده‌اند با توصيف حضرتش به عنوان « سيد الأوليا أبوالأئمّة الطاهرين » و به « سيف اللَّه » . حافظ سمهودى از كسانى است كه آن را روايت كرده و گويد : « خرماى مدينه انواع بسيار دارد . نخستين بار كه آن‌ها را مورد بررسى قرار داديم ، به يكصد و سى و چند نوع رسيد ، از جمله‌ى آن‌ها : صيحانى است . ابن مؤيد حموى در كتابش ( فضل اهل البيت ) از جابر رضىاللَّه‌عنه آورده است كه گفت : يك روز با
هامش
( 1 ) . الأربعين ، از اربلى : 324 كه ضمن « المجموع الرائق » آمده است . ( 2 ) . كفايةالطالب فى مناقب علىبن‌ابىطالب : 255 .
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 549 | السيد مير حامد حسين الهندي / محبوب القلوب