روايت كرده است ، گويد :
« از اسماء بنت عميس كه گفت : در وضع حمل فاطمه ، حسن رضىاللَّهعنه را گرفتم .
پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و فرمود : اى اسماء ، پسرم را به من بده . او را در پارچهاى زرد به ايشان دادم . آن را از او برگرفت و فرمود : مگر به شما سفارش نكرده بودم كه نوزاد را در پارچهى زرد نپيچيد ؟ او را در پارچهى سفيدى پيچيدم ، او را گرفت و در گوش راستش اذان و در گوش چپ اقامه گفت ، سپس به على رضىاللَّهعنه فرمود :
پسرم را چه چيز ناميدى ؟
گفت : بر شما در اين كار سبقت نگرفتهام .
گفت : من نيز در اين كار بر پروردگارم سبقت نگيرم .
آنگاه جبرئيل عليه السلام فرود آمد و گفت : اى محمّد ، پروردگارت سلامت مىرساند و به تو مىفرمايد : على نزد تو در جايگاه هارون نسبت به موسى مىباشد . . .
امام علىبنموسى الرضا آن را نقل كرد . » « 1 » چهارم . روايت قاضى دياربكرى
قاضى حسينبنمحمّد دياربكرىِ مالكى تاريخى دارد كه صاحب كشف الظنون آن را آورده و چنين گويد :
« الخميس فى احوال النفس النفيس فى السير ، نوشتهى قاضى حسينبنمحمّد ديار بكرى مالكى ، ساكن مكّهى مكرّمه و متوفّاى حدود سال 966 در آنجا . و آن كتاب مشهورى است . . . » .
دياربكرى آن را از اسماء بنت عميس ، با همان الفاظ گذشته روايت كرده و در پايانش گويد : « امام علىبنموسىالرّضا آن را نقل كرد . » « 2 » پنجم . شهاب الدين بن شمس الدين دولت آبادى در كتاب هداية السعداء ، اين حديث را آورده ، چنان كه در سطور پيشين ديديد .
هامش
( 1 ) . ذخائر العقبى بمناقب ذوىالقربى : 120 .
( 2 ) . الخميس 1 : 417 - 418 .