پس آن قسط را رها كرد و آزاد نمود . » « 1 » اسنوى گفت : « استاد كامل ، زاهد فرزند زاهد ، واعظ ، از مردم خراسان ، نزد على ابوالحسن سرخسى فقيه شد ، و در خراسان و عراق شهرت يافت ، سپس به حجاز رفت و مجاور مكّه شد . سپس به خراسان بازگشت و مقام را رها كرده و ملازم زهد و عمل شد ، نوعى كلاه درست مىكرد و فرمان به فروش آنها مىداد تا دانسته نشود كه كارِ اوست ، و از دسترنج خودش مىخورد ، و يك مدرسه و بيمارستان بنا كرد ، و كتابهاى بسيارى نگاشت كه در كشورها منتشر است . حاكم گفت : كسى جامعتر از او نديدم . . . » « 2 » دوم . روايت عمر الملّا
حافظ اردبيلى عمربنمحمّدبنخضر الملّا كه محب طبرى در كتابهايش بسيار از او نقل كرده است ، و دهلوى و ديگرانى بر او اعتماد كردهاند - در كتابش آن را روايت كرده است :
« از جابربنعبداللَّه كه گفت : هنگامى كه فاطمه حسن را به دنيا آورد ، به على گفت : او را نام گذار .
گفت : نشايد كه در نامگذارى او ، از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم سبقت گيرم . سپس پيامبر را خبر داد كه گفت : نشايد كه در نامگذارى او از خدايم عزّوجلّ سبقت گيرم .
آنگاه خداوند جلّ و علا به جبرئيل وحى فرمود كه به دنيا آمد . . . » تا آخر حديث ، همانگونه كه پيش از اين آمد . « 3 » سوم . روايت محبّ طبرى
احمدبنعبداللَّه ، محبّ طبرى - كه از حافظان مشهورشان است حديث را
هامش
( 1 ) . الكامل - حوادث 407 نيز : 9 : 350 - حوادث سال شانزده .
( 2 ) . طبقات الشافعيه 1 : 228 رقم 428 .
( 3 ) . وسيلة المتعبدين الى متابعة سيد المرسلين 5 : 225 .