گفت : اسم او چه بود ؟
گفت : شبّر .
گفت : زبان من عربى است .
گفت : او را حسن بنام .
نيز هنگامى كه حسين عليه السلام متولّد شد ، خداوند متعال به جبرئيل وحى فرمود : براى محمّد پسرى متولّد شد ، به سويش فرود آى و او را تبريك گو و به او بگو :
على نسبت به تو در جايگاه هارون نسبت به موسى است ، پس اين فرزند را به نام پسر هارون نامگذار .
جبرئيل فرود آمد و از سوى خداوند متعال تهنيت گفت و سپس گفت : خداوند فرمانت مىدهد كه او را به نام پسر هارون نام گذارى .
گفت : نامش چه بود ؟
گفت : شبير .
گفت : زبانم عربى است .
گفت : او را حسين نام گذار .
بدين روى ، او را حسين ناميد . » « 1 » اين خبر را دولت آبادى از كتاب شرف النبوة روايت كرده و به فارسى برگردانده است . شرح حال دولت آبادى را به زودى خواهيم آورد .
شرح حال ابوسعد خرگوشى
خرگوشى نويسندهى كتاب « شرف النبوّة » - كه صاحب كتاب كشف الظنون ، آن را به نام « شرف المصطفى » آورده ، و نويسندهاش را حافظ توصيف نموده ، و بار ديگر به عنوان « شرف النبوّة » آورده است - از حافظان مشهور اين قوم است .
سمعانى گويد : « خرگوشى . . . جايى در نيشابور بزرگ است كه گروهى از بزرگان
هامش
( 1 ) . هداية السعداء ، هداية 9 ، جلوهى 16 .