او را حسين ناميد .
سپس روز هفتم او را با دو قوچ سفيد و سياه عقيقه فرمود ، و سرش را تراشيد و به وزن موهايش سكّه صدقه داد ، و به سرش عطر خلوق ماليد و فرمود : آن خون فعلِ دوران جاهليت است . و به ماما يك ران قوچ دادند . »
گويم :
هر شخصى با ديدهى انصاف به اين حديث - كه مورد اتّفاق است بنگرد ، شك نمىكند كه مراد از حديث منزلت ، اثبات تمامى منزلتهاى حضرت هارون براى حضرت اميرالمؤمنين عليهما السلام است ، به گونهاى كه شباهت كامل اين دو ، اقتضا كرده است كه در همهى امور حتّى در نامگذارى پسران يكسان باشند . پس ، على عليه السلام در اعلميت و اكرميّت و عصمت و وجوب اطاعت و سرسپردگى به ايشان ، همانند هارون است .
بدين روى ، اين حديث بر افضليت امام عليه السلام دلالت دارد و همهى مجادلهها باطل است ، چه رسد به پندار بعضى ناصبىهاى لئيم كه دلالت بر نقصى در او دارد و پناه به خداوند از اين سخن . . .
نقل حديث از صحيفة الامام الرضا عليه السلام در چند كتاب به لفظ مختصر
اين حديث به نقل از صحيفه امام رضا عليه السلام به طور كامل در بعضى از كتابهاى مرجع اين گروه روايت شده است ، و در تعدادى از ديگر كتابها نيز به طور مختصر روايت شده است ، از جمله :
در كتاب « الرياض النضرة » است : « نقل اين كه جبرئيل از سوى خداوند متعال خبر آورده است كه على نسبت به پيامبر در جايگاه هارون نسبت به موسى است . از اسماء بنت عميس كه گفت : جبرئيل عليه السلام بر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرود آمد و گفت : اى محمّد ! پروردگارت به حضرتت سلام مىرساند و به تو مىگويد : على نسبت به تو در جايگاه هارون نسبت به موسى است ، ليكن بعد از تو پيامبرى نيست . امام علىبنموسى الرضا آن را نقل كرد . » « 1 »
هامش
( 1 ) . الرياض النضرة فى مناقب العشرة 3 : 119 .