[ بخش دوم ]
اين حديث در صحيفهء حضرت امام رضا عليه السلام
از روايت محبّ طبرى و قاضى ديار بكرى دانستيد كه اين حديث را سرورمان حضرت امام رضا عليه السلام نقل كردهاند . پوشيده نيست كه روايت اين امام معصوم براى نصّ پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بسنده است ، همانگونه كه در كتابهاى فصل الخطاب و الايضاح و غير آنها آمده است .
بنابراين ، جز ناصبى معاند ، اين حديث را انكار نمىكند .
اكنون حديث را از آن كتاب مبارك مىآوريم به روايت ابوالقاسم عبداللَّهبن احمدبنعامر طائى ، از پدرش ، از حضرت امام رضا عليه السلام به اسنادش از علىبنحسين عليهما السلام كه فرمود :
« اسماء بنت عميس مرا حديث كرد و گفت : در وضع حمل حسن و حسين براى جدهتان فاطمه عليها السلام مامايى كردم . هنگامى كه حسن متولّد شد ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نزد من آمدند و فرمودند : اى اسماء ، پسرم را به من بده ، او را در پارچهاى زرد به ايشان دادم ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم پارچه را دور افكند و فرمود : اى اسماء ! مگر سفارشتان نكرده بودم كه نوزاد را در پارچهاى زرد نپيچيد . او را در پارچهاى سفيد پيچيدم و به ايشان دادم ، در گوش راستش اذان و در گوش چپ اقامه گفتند .
سپس به على عليه السلام فرمود : اين پسرم را چه نامى نهادى ؟ على عليه السلام گفت : بر شما اى رسول خدا در نامگذاريش سبقت نمىگيرم ، گرچه دوست داشتم كه او را « حرب » بنامم .
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : من نيز در نامش بر پروردگارم عزّوجل سبقت نمىگيرم .
جبرئيل عليه السلام فرود آمد و گفت : اى محمّد ! علىّ اعلى به حضرتت سلام مىرساند و مىفرمايد : على نسبت به تو در جايگاه هارون نسبت به موسى است ، در حالى كه بعد از تو پيامبرى نيست ، اين پسرت را به نام پسر هارون نامگذارى كن .
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : اى جبرئيل ! نام پسر هارون چيست ؟
گفت : شبّر .
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : زبانم عربى است .
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 527
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٥٢٧