تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 520

مساهمون:

ص٥٢٠
يكم . بغوى گويد : « . . . هنگامى كه موسى دريا را براى بنىاسرائيل قطع كرد ، حبورة را كه رياست كشتارگاه است براى هارون قرار داد ، پس بنىاسرائيل قربانىهاى خود را نزد هارون مىآوردند و او آن را روى كشتارگاه مىگذاشت ، پس آتشى از آسمان مىآمد و آن را مىخورد . قارون از اين نكته در درون خود به خشم آمد و نزد موسى آمد و گفت : اى موسى ، رسالت از آنِ تو ، و رياست كشتارگاه از هارون است ، و مرا چيزى از آن نيست در حالى كه تورات مىخوانم ! مرا بر اين شكيبايى نيست . موسى به او گفت : آن سمت را ، من براى هارون قرار ندادم بلكه خداوند برايش قرار داد . قارون گفت : به خداوند سوگند ، تو را تصديق نمىكنم تا اين كه بيانش را به من بنمايانى . موسى بزرگان بنىاسرائيل را گِرد آورد و گفت : عصاهاى خود را بدهيد ، آن‌ها را به هم پيچيد و در قبه‌ى خداوند كه در آن خداوند را عبادت مىكرد انداخت . آنان تا صبح به نگهبانى از عصاهاى خود پرداختند ، صبح بر عصاى هارون برگ سبزى برآمد ، كه از درخت بادام بود . موسى گفت : اى قارون ، مگر نمىبينى براى هارون چه كرد ؟ گفت : به خداوند سوگند ، اين شگفت‌انگيزتر از جادوگرى كه مىكنى ، نيست . و قارون و پيروانش از موسى كناره‌گيرى كردند . » بغوى اين را در تفسير آيهء : « إنَّ قارون كان من قوم موسى فبغى عليهم . . . » آورده است . « 1 » دوم تا ششم . در تفسير همين آيه ، زمخشرى در كشاف ، و ابوالسعود در ارشاد العقل السليم ، خطيب شربينى در السراج المنير آن را آورده‌اند . هم‌چنين ثعلبى و عينى آن را در قصص حضرت موسى عليه السلام در كتاب‌هايشان ( العرائس ) و ( عقد الجمان ) آورده‌اند . هفتم و هشتم . در تاريخ ابوالفداء و ابن‌الوردى آمده است : « و پس از يوشع ،
هامش
( 1 ) . تفسير بغوى 4 : 359 ذيل آيه‌ى 76 سوره‌ى القصص .